Falkenstein/Vogtl.، Saxony، Germany

خودکار
به نظر می‌رسد از وی‌پی‌ان یا پروکسی استفاده می‌کنید.در این حالت آب‌وهوایی که می‌بینید مربوط به شهر سرور است، نه شهر شما. کافی است شهر واقعی‌تان را از فهرست زیر انتخاب کنید.
53 AQIقابل قبول14 µg/m³ذرات ۲.۵
0%احتمال بارش
تغییر شهر

منبع داده: Open-Meteoمنطقه‌ی زمانی: Europe/Berlin

آیا واقعا صنعت شراب سازی کالیفرنیا اورمیه را نابود کرد؟!

از سیاست‌های توسعه‌ای جهان تا خشک‌شدن دریاچهٔ اورمیه**

 

خشک‌شدن دریاچهٔ اورمیه سال‌هاست تبدیل به بحثی ملی شده، اما در فضای مجازی این روزها ویدئویی وایرال شده که ادعایی عجیب را مطرح می‌کند: این‌که کارخانهٔ «پاکدیس» با صادرات آبمیوهٔ انگور به اروپا بازار شراب‌سازان کالیفرنیا را خراب کرده و آن‌ها در واکنش، طرحی برای تغییر الگوی کشت در ایران اجرا کردند تا انگورهای منطقه از بین برود و باغات سیب جای آن را بگیرد!
این روایت بیش از حد ساده‌انگارانه، غیرواقعی و حتی خنده‌آور است. نه از نظر تاریخی، نه از نظر اقتصادی و نه از نظر کشاورزی کوچک‌ترین پایهٔ منطقی ندارد. خشک‌شدن دریاچهٔ اورمیه پدیده‌ای بسیار عمیق‌تر و ساختاری‌تر است؛ پدیده‌ای که دهه‌ها پیش از انقلاب و از دوران پهلوی آغاز شد و حتی اگر انقلاب هم رخ نمی‌داد، با همان شدت ادامه می‌یافت، زیرا ریشهٔ آن در نوعی «الگوی توسعه» بود، نه در رقابت میان کارخانه‌ها.

برای فهم ماجرا باید از بحث‌های هیجانی فاصله گرفت و به روندهای واقعی نگاه کرد: روندهایی که از سیاست‌های جهانی پس از جنگ دوم آغاز می‌شود، در برنامه‌های توسعه‌ای ایران دهه‌های ۳۰ تا ۵۰ تثبیت می‌گردد، و در نهایت در تغییر الگوی کشت و مصرف آب در حوضهٔ اورمیه به اوج می‌رسد.

از سیاست‌های جهانی پس از جنگ تا ایران

پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا برای بازسازی اقتصاد جهان و تثبیت نفوذ سیاسی خود، مجموعه‌ای از برنامه‌های کمکی و آموزشی را اجرا کرد. ایران مستقیم در طرح مارشال نبود، اما یکی از نخستین کشورهایی شد که برنامهٔ توسعه‌ای آمریکا با عنوان Point Four در آن اجرا شد. در همین دوره ماشین‌آلات جدید، کودها و سموم شیمیایی، شیوه‌های کاشت صنعتی و مفهوم «افزایش تولید از راه مصرف بیشتر آب و نهاده» وارد ایران شد.

این الگو در دهه‌های بعد با انقلاب سفید و اصلاحات ارضی تثبیت شد. دولت برای توسعهٔ کشاورزی صنعتی به‌شدت به سدسازی، شبکه‌های آبیاری و گسترش تولیدات باغی تجاری تکیه کرد. تغییرات ساختاری در سیاست کشاورزی ایران در همین سال‌ها شکل گرفت.

 

کشاورزی صنعتی؛ پرمصرف، پرسود و مسأله‌ساز

در الگوی جدید، محصولاتی که ارزش بازار بالاتری داشتند اهمیت بیشتری پیدا کردند. باغ‌های مدرن جایگزین کشت‌های سنتی شدند. این مدل جذاب بود چون درآمد کشاورز را افزایش می‌داد، اما یک ویژگی خطرناک داشت: اتکای شدید به آب.

با ساخته‌شدن سدها و توسعهٔ آبیاری، کشاورزان احساس کردند «آب فراوان» است و می‌توانند سطح باغات را زیاد کنند. اما آنچه افزایش می‌یافت، نه منابع آب تجدیدپذیر بلکه مصرف بود.

—

حوضهٔ اورمیه؛ از انگورهای کم‌مصرف تا باغ‌های سیب پربازده

منطقهٔ اورمیه هزاران سال با انگور و باغداری سنتی شناخته می‌شد. انگور هم با اقلیم سازگار بود، هم کم‌آب‌بر، هم بنیاد اقتصاد سنتی منطقه محسوب می‌شد.

اما از دههٔ ۵۰ و به‌خصوص بعد از دههٔ ۶۰ خورشیدی، چند روند هم‌زمان رخ داد:

توصیهٔ گستردهٔ نهادهای ترویج کشاورزی به کشت سیب‌های تجاری

نیاز بازار استان‌ها و صادرات

توسعهٔ شبکه‌های آبیاری و مجوزهای حفر چاه

جذب کشاورزان به درآمد بیشتر باغ‌های سیب

در نتیجه، الگوی کشت از «باغداری سازگار» به «باغ‌های صنعتی آب‌بر» تغییر کرد.
سیب محصولی با نیاز آبی بالا و وابسته به آبیاری منظم است. افزایش سطح باغات سیب به‌تنهایی هزاران میلیارد لیتر آب بیشتری را از حوضه خارج کرد.

 

چرا این روند حتی بدون انقلاب ادامه می‌یافت؟

زیرا مسئله سیاسی نبود، ساختاری بود.
الگوی توسعهٔ ایران—مثل بسیاری از کشورهای درحال‌توسعه—بر پایهٔ موارد زیر بنا شده بود:

1. رشد سریع کشاورزی با مصرف بیشتر آب

2. سدسازی به‌عنوان ابزار توسعه

3. تشویق محصولات تجاری

4. نادیده‌گرفتن ظرفیت اکولوژیک مناطق خشک

5. کم‌اهمیت دانستن مدیریت سفره‌های زیرزمینی

این همان مدلی است که قبل از انقلاب شروع شد و بعد از انقلاب نیز بدون تغییر اساسی ادامه یافت.
در هر دو دوره، ساختار تصمیم‌گیری آب و کشاورزی، مصرف را بر پایداری مقدم دانست. پس حتی اگر انقلاب ۱۳۵۷ هم رخ نمی‌داد، همان روند، همان سدها، همان باغات و همان برداشت بی‌رویه به خشک‌شدن دریاچه در دهه‌های بعد منجر می‌شد.

 

چرا روایت «شراب‌سازان کالیفرنیا» غلط است؟

برای روشن‌شدن موضوع، باید چند نکتهٔ ساده را در نظر گرفت:

تولید انگور اورمیه در مقیاس جهانی ناچیز بود و تهدیدی برای بازار اروپا یا آمریکا محسوب نمی‌شد.

کارخانهٔ پاکدیس اساساً در دهه‌های گذشته صادرات گسترده‌ای نداشت که «بازار اروپا را اشباع» کند.

هیچ سند تاریخی، اقتصادی یا کشاورزی وجود ندارد که نشان دهد شراب‌سازان خارجی توانسته‌اند در الگوی کشت ایران مداخله کنند.

تغییر الگوی کشت در ایران، محصول سیاست‌های داخلی و توسعه‌محور بود، نه توطئهٔ بازار شراب جهان.

باغ‌های سیب با توصیهٔ نهادهای ایرانی و در راستای همان سیاست «توسعهٔ باغی» ایجاد شد.

این روایت تنها یک تئوری توطئه است که پیچیدگی‌های واقعی بحران را ساده‌سازی می‌کند و ذهن مردم را از عوامل واقعی دور می‌سازد.

 

اورمیه؛ قربانی توسعهٔ بی‌محاسبه

دریاچهٔ اورمیه نه به‌خاطر پاکدیس خشک شد، نه به‌خاطر رقابت تولیدکنندگان شراب، و نه به‌خاطر یک تصمیم سیاسی مقطعی.
این دریاچه قربانی دهه‌ها توسعهٔ ناپایدار است:

سدسازی پشت سدسازی

برداشت گسترده از آب زیرزمینی

گسترش باغ‌های آب‌بر

مدیریت ناکارآمد منابع آب

بدفهمی از مفهوم «افزایش تولید»

و بی‌توجهی به ظرفیت واقعی اکولوژیک منطقه

مشکل از زمانی آغاز شد که نویسندگان سیاست‌گذاری ایران—پیش و پس از انقلاب—گمان کردند می‌توان در یک منطقهٔ نیمه‌خشک، کشاورزی صنعتی پرمصرف ایجاد کرد بدون آن‌که اکوسیستم آسیب ببیند.

 

نتیجه

برای نجات دریاچهٔ اورمیه لازم است ریشهٔ واقعی بحران دیده شود:
این بحران حاصل تغییر الگوی توسعه‌ای کشور است، نه حاصل کارخانه‌ها، نه حاصل رقابت خارجی، و نه حاصل یک برههٔ سیاسی.
تا زمانی که این نگاه تغییر نکند، هیچ دریاچه‌ای—نه اورمیه، نه هامون، نه بختگان—ایمن نخواهد بود.

۲۱ نوامبر ۲۰۲۵، واشنگتن دی‌سی.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داغ