Falkenstein/Vogtl.، Saxony، Germany

خودکار
به نظر می‌رسد از وی‌پی‌ان یا پروکسی استفاده می‌کنید.در این حالت آب‌وهوایی که می‌بینید مربوط به شهر سرور است، نه شهر شما. کافی است شهر واقعی‌تان را از فهرست زیر انتخاب کنید.
60 AQIقابل قبول4 µg/m³ذرات ۲.۵
100%احتمال بارش4,4 mmمجموع امروز
تغییر شهر

منبع داده: Open-Meteoمنطقه‌ی زمانی: Europe/Berlin

ناوی پیلای برندهٔ نوبل صلح؛ تجلیل از حقودان شجاع‌

حبیب حسینی‌فرد

۱

امروز ساعت حدود یک بعد از ظهر به وقت محلی بود که در اسلو اسم برنده جایزه صلح نوبل اعلام شد و در بیانیه مربوطه هم گفته شد: «این یک پیام قوی و تکان‌دهنده در زمانی است که دادگاه‌های بین‌المللی و حقوق بشردوستانهٔ بین‌المللی به شدت زیر فشار و حمله قرار دارند.»

ناوانتم «ناوی» پیلای، که زمانی در دیوان کیفری بین‌المللی و سازمان ملل متحد فعالیت می‌کرد، برندهٔ جایزهٔ صلح نوبل شد.

کمیتهٔ نوبل علت این انتخاب را «تلاش‌های او برای ارتقای صلح و حقوق بین‌الملل» عنوان کرد و افزود که او «نقشی تعیین‌کننده و پیگیرانه در تعقیب قضایی جرایم جنگی، جنایات علیه بشریت و نسل‌کشی داشته است». این قاضی ۸۵سالهٔ اهل آفریقای جنوبی به عنوان یکی از «شجاع‌ترین و برجسته‌ترین حقوق‌دانان عصر ما» مورد تجلیل قرار گرفت.

پیلای زمان اعلام برنده‌شدنش دردسترس نبود و فردی از کمیته صلح نوبل که بیانیه را می‌خواند از او از طریق رسانه‌های بین‌المللی خواست که اگر تلفنی از نروژ دریافت کرد، لطفا جواب بدهد، چون ماییم که دنبالت می‌گردیم. پیلای در آن لحظه در نورنبرگ آلمان بود و بعد که مطلع شد در جمع همکاران وکیلش در کاخ دادگستری نورنبرگ جملاتی گفت که در جهان پخش شد:
«وقتی تلفنی خبر را دادند، فکر کردم یک شوخی یا کلاهبرداری است. به عنوان یک وکیل و قاضی، هنوز هم می‌خواهم آن را راستی‌آزمایی و صحت‌سنجی کنم!»

و وقتی که با تشویق حضار روبرو شد، در کنایه‌ای به شوق ترامپ برای گرفتن این جایزه و نیز اقدام ماچادوی ونزوئلایی که جایزه نوبل پارسال را دو دستی تقدیم ترامپ کرد، گفت: «اگر کمی بیشتر تشویق کنید، شاید این جایزه را با ترامپ به اشتراک بگذارم!»

او در ادامه گفت: «این جایزه نه فقط متعلق به من، بلکه متعلق به همهٔ کسانی است که جان خود را در راه حقوق بشر و حاکمیت قانون در سراسر جهان وقف کرده‌اند. ما در زمانی زندگی می‌کنیم که نهادهای بین‌المللی و حاکمیت قانون با حملات بی‌سابقه‌ای روبرو هستند. این جایزه پیامی روشن دارد: عدالت و حقوق بشر قابل معامله نیستند.»

پیلای با تأکید بر استقلال قضات و دادگاه‌های بین‌المللی، مثل دادگاه کیفری بین‌المللی، این جایزه را نماد حمایت از تمام فعالان حقوق بشر در شرایط سخت سیاسی کنونی دانست.

پیلای اشاره کرد که آخرین فعالیت برجستهٔ او، هدایت کمیسیون تحقیق سازمان ملل دربارهٔ سرزمین‌های اشغالی فلسطین و غزه بود. او گفت بسیار دردناک است که بیان واقعیت‌ها و گزارش مستند جنایات، امروزه نیازمند «شجاعت» فوق‌العاده خوانده می‌شود (و جایزه می‌گیرد)، در حالی که بیان حقیقت باید وظیفهٔ عادی هر حقوق‌دانی باشد.

پیلای در شهر دوربانِ آفریقای جنوبی و در یک خانوادهٔ تامیلی‌تبار به دنیا آمد. او در دوران رژیم نژادپرست آپارتاید، با تبعیض سه‌گانه روبرو بود: به خاطر رنگ پوستش، به عنوان یک زن، و به عنوان عضوی از اقشار نابرخوردار جامعه. در حالی که بسیاری از همکلاسی‌های دخترش به ازدواج‌های اجباری سوق داده می‌شدند، پدر و مادرش او را به ادامه و تحصیل و گرفتن مدرک تشویق کردند. خودش در مصاحبه‌ای تعریف کرده است که تنها به این دلیل توانست وارد دانشگاه شود که مدیر مدرسه‌اش پتانسیل و استعداد را در او دید و اهالی محله‌اش برای تامین هزینهٔ تحصیل او پول جمع‌آوری کردند.

فهرست دستاوردها و مسئولیت‌های پیلای در سازمان‌های معتبر بسیار طولانی است: او در سال ۱۹۶۷ به عنوان نخستین زن، یک دفتر وکالت در استان زادگاهش «ناتال» تاسیس کرد. به دفاع از فعالان ضدآپارتاید، از جمله نلسون ماندلا، پرداخت، شکنجه‌ها را افشا کرد و در احقاق حقوق زندانیان نقش داشت. در سال ۱۹۹۵ به عنوان نخستین قاضی غیرسفیدپوست به دادگاه عالی آفریقای جنوبی راه یافت و سپس ریاست دادگاه بین‌المللی کیفری برای روآندا (ICTR) را بر عهده گرفت. او بعدها هم در دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) و هم در دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) به عنوان قاضی خدمت کرد.

از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۴ هم به عنوان کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد فعالیت کرد. او همچنین ریاست آن کمیسیون تحقیق سازمان ملل متحد در مورد سرزمین‌های اشغالی فلسطین را بر عهده داشت که سال گذشته به این نتیجه رسید که اسرائیل در نوار غزه دست به نسل‌کشی (ژنوساید) زده است.

۲
همین فعالیت آخر پیلای کافی بود که قبل از همه صدای اسرائیل نسبت به اعطای جایزه به او دربیاید و با بدترین کلمات او را و کمیته نوبل را به انتقاد بگیرد. در بیانیهٔ وزارت امور خارجهٔ اسرائیل آمده است که اگر جایزه‌ای برای دروغ، نفرت و تهمت و افتراهای خونین وجود داشت، ناوی پیلای نه تنها یک نامزد، بلکه پیشتازِ دریافت آن بود. به گفتهٔ این وزارتخانه، این امر در نقش او در اهریمن‌سازی خستگی‌ناپذیر و دارای انگیزهٔ سیاسی علیه اسرائیل و همچنین ترویج اتهام نسل‌کشی به اسرائیل آشکار است.

وزارت امور خارجهٔ اسرائیل همچنین اعلام کرد اعطای جایزهٔ صلح نوبل به پیلای را نه ادای احترام به عدالت، بلکه سوءاستفاده‌ای مضحک و عجیب از یک جایزه برای مشروعیت‌بخشی به نفرت و تعصبات ضداسرائیلی می‌داند. در ادامهٔ بیانیهٔ این وزارتخانه عیناً آمده است: «اکنون که کمیسیون نوبل بزرگ‌ترین دروغ قرن بیست و یکم را پاداش داده است، تردیدی نیست که یوزف گوبلز از جهنم در حال دست زدن و تشویق است.» پیش‌تر نیز دولت اسرائیل بارها نقش این حقوق‌دان و مواضع او در قبال افشای اقدامات اسرائیل در مناطق فلسطینی را مورد انتقاد قرار داده بود.

۳
شاید تصادفی بود و شاید هم نبود که در همان روزی که پیلای به خاطر فعالیت‌هایش از جمله دردادگاه کیفری بین‌المللی نوبل صلح گرفت، و اعطای این جایزه در راستای تقویت نهادهای حقوقی و عدالت بین‌المللی عنوان شد آمریکا تحریم‌های سنگین‌تری علیه این دادگاه اعلام کرد. این تحریم‌ها شرکت‌هایی را که به این دادگاه خدمات ارائه می‌دهند، هدف قرار می‌دهند. پیش‌تر نیز آمریکا تحریم‌هایی را علیه قضات و وکلای این دادگاه به اجرا گذاشته است.

مارکو روبیو، وزیر امور خارجهٔ آمریکا، در بیانیه‌ای در ارتباط با تحریم‌های جدید گفت: «رئیس جمهور ترامپ هرگز اجازه نخواهد داد که دیوان کیفری بین‌المللی شهروندان آمریکایی را تحت پیگرد قرار دهد. به همین دلیل، ایالات متحده امروز تحریم‌هایی را علیه دیوان کیفری بین‌المللی اعمال می‌کند. ما معاملات با این دادگاه شرور را ممنوع خواهیم کرد، منابع آن را محدود کرده و فعالیت‌هایش را فلج خواهیم ساخت.»

این اقدام آمریکا مثل تحریم‌های قبلی علیه دادگاه کیفری از جمله در اروپا انتقاد و انزجار برانگیخت و قول حمایت از دادگاه داده شد. باید منتظر ماند و دید.

۴
این ولی تصادفی و تاسف‌بار بود که در همان روز اعلام خبر اعطای جایزه صلح نوبل به پیلای، آمریکا ازاعمال دوباره اعدام در ملا عام خبر داده است. در زمینه دشمنی و نپیوستن به دادگاه کیفری بین‌المللی تهران و واشینگتن به رغم دشمنی وقطبیت با هم موضع مشترکی داشته‌اند، حالا در امر اعدام علنی هم شاید موضع و رویکرد مشترک جدیدی پیدا کنند.

پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، اعلام کرده که اعدام برنامه‌ریزی‌شدهٔ یک مهاجم محکوم به مرگ در اوایل دسامبر در یک پایگاه نظامی در تگزاس، قرار است به صورت زنده (لیواستریم) پخش شود. او تأکید کرد که تدابیری اتخاذ خواهد شد تا مردم بتوانند اعدام این روان‌پزشک سابق نظامی را به طور عمومی تماشا کنند. به گفتهٔ او، مردم باید درک کنند که چنین اقداماتی عواقب بسیار سنگینی به همراه دارد. هگست در ادامه افزود که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون، اعدام با تیرباران انجام نشده است و او ذهنیت و رویکرد حاکم در زمان جنگ جهانی دوم را می‌پسندد. این زندانی محکوم به مرگ در سال ۲۰۰۹، ۱۳ نفر را به قتل رسانده و ۳۲ نفر را مجروح کرده بود.

طبق اعلام مراکز حقوق بشری، این نخستین اعدام نظامی در ایالات متحده طی ۶۵ سال گذشته و نخستین اعدام توسط جوخهٔ تیرباران ارتش از سال ۱۹۴۵ تاکنون خواهد بود. آخرین اعدامِ کاملاً عمومی در ایالات متحده در سال ۱۹۳۶ اجرا شد؛ زمانی که مردی در کنتاکی در برابر دیدگان هزاران تماشاگر به دار آویخته شد
.
القصه امروز آنچه که در نروژ شنیده شد، ندای حمایت و کمک به عدالت بین‌المللی و حقوق‌محوری در مناسبات بشری بود. از تل‌آویو و واشینگتن ولی نداها و تهدیدهایی شنیده شد که زیاد با رویکردها در تهران و نظام‌های بسته دیگر بی‌شباهت نبود، نگرانی نسبت به پس‌رفت همه دستاوردهای حقوقی جامعه بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم را فزون‌ترکرد و به سخن پیلای وزن و رنگ بیشتر بخشید که «بسیار دردناک است که بیان واقعیت‌ها و گزارش مستند جنایات، امروزه نیازمند «شجاعت» فوق‌العاده خوانده می‌شود، در حالی که بیان حقیقت باید وظیفهٔ عادی هر حقوق‌دانی باشد.»

ظاهرا با چنگی که تسلطی با گرایشی راست‌روانه و معتقد به اعمال زور و قدرت عریان درمناسبات بین‌المللی به ارکان حاکمیت در گوشه وکنار جهان و از جمله در دو سوی اقیانوس زده و می‌زند کار جهان و فعالان و کنشگران حقوق انسان‌ها در راه انجام این “وظیفه عادی” سخت‌تر شده است، ولی ناممکن نشده است. جهان از این پست و بلندها زیاد به خود دیده است.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داغ