برچسب: دریاچه_اورمیه

  • دریاچه اورمیه و “پاریس، پاریس‌گفتن‌”ها

    دریاچه اورمیه و “پاریس، پاریس‌گفتن‌”ها

    دکتر پزشکیان گفت که «یک زمانی می‌گفتند ارومیه پاریس ایران است، حالا ببینید‌ چکارش کرده‌اند. حالا این را عوض می‌کنیم، یکی دیگر می‌آید و پاریس ایران را می‌کند افغانستان». این جمله بی‌احترامی به افغانستان است و اگر منظور عقب ماندگی افغانستان بوده، کاش گوینده از پیله‌ی خودش خارج شده و ببیند که حالا ایران مایه عبرت همگان شده است.

    جناب پرزیدنت، کاش اورمیه افغانستان می‌شد که دو روز پیش از افاضات شما، روز ملی زبان ترکی اوزبیکی در افغانستان بود ولی اورمیه به لطف امثال شما از هر چیزی که لازمه یک انسان است محروم شده.

    شاخصه اصلی مردم افغانستان شجاعت آنهاست و اورمیه نیز در این خصلت با آنها شریک است و باید این نقطه اشتراک تقویت شود. افغانستان در نیمه اول قرن گذشته با بریتانیا و در نیمه دوم قرن با شوروی سر شاخ شد و اورمیه در اوایل قرن گذشته، همزمان در برابر دو گروه وحشی و متجاوز اسماعیل سیمکو و مارشیمون ایستاد و خیلی‌ها با «پاریس، پاریس گفتن» خواستند این شجاعت را به حاشیه رانده و اورمیه را شهر انگور معرفی کنند ولی تا اطلاع ثانوی، ما همان شهر اوایل قرن گذشته خواهیم ماند.

    مارکس ملت‌ها را به دو دسته تاریخی و غیرتاریخی، جنگجو و غیر جنگجو تقسیم می‌کرد و مارکس و انگلس با وجود آنکه بسیاری از ملت‌های اسلاو اروپایی و قاره‌های دور دست را به فراموشخانه تاریخ می‌افکندند، از کنار افغانستان به سادگی نگذشته و لب به تمجید گشوده، درباره افغانستان نوشتند که «کشوری جنگجو، دارای مردمی شجاع، مغرور و شیفته آزادی که فقط تمایلشان به آزادی‌های فردی مانع از تشکیل یک کشور نیرومند می‌شود». پس لااقل به اندازه آن دو اندیشمند غربی احترام همسایه را نگهدارید و همچنانکه ملت افغانستان برای هر متجاوز بالقوه‌ای دشمن خطرناکی است، کاش تک تک اهالی اورمیه در کنار شجاعت، ضعف افغانستان در کار جمعی را برطرف کرده و به یک مجموعه و ید واحد نیرومند تبدیل شوند.

    افغانستان در جنگ با شوروی یک میلیون کشته داد و یک سوم جمعیتش (پنج میلیون نفر) مجبور به مهاجرت شدند که آن مهاجرت‌ها تا همین امروز ادامه دارد و میلیون‌ها مهاجر افغانستانی در جای جای جهان مورد بی‌مهری و مشقت قرار می‌گیرند و اگر اورمیه نیز از تجربه افغانستان نیاموزد، آسیاب مهاجرت، در بدری و تحقیر به نوبت است و شاید بوی این فلاکت چنان از اظهارات اطرافیان پزشکیان در آن جلسه شنیده شده که ناخودآگاه پزشکیان فریاد زده است که اینجا افغانستان خواهد شد.

داغ