جواد رفیعی
داستان ارگنه کُن که یکی از داستانهای حماسی بسیار کهن ترکهاست، داستانی است که بیش از آنکه به درد ترکهای دارای کشور مستقل مثل ترکیه یا جمهوری آذربایجان بخورد، به درد ترکهای اسیر و غیرمستقل که هویت و زبان آنها در معرض خطر نابودی و از بین رفتن است و دشمن تمام هویت آنان را به یغما برده، می خورد. داستان ارگنه کُن می تواند الهام بخش ما ترکهای ایران در بازگشت به هویت ملی و ترکی باشد.
داستان از این قرار است که وقتی دشمنان ترکها، عظمت و قدرت ترکهای ترکستان را دیدند ، به هراس افتادند و تصمیم گرفتند با هم متحد شوند و به سرزمین ترکستان حمله برد. در ابتدا دشمن شکست خورد ولی حیله ای به کار برد و بالاخره ترکها را شکست داد. از آن همه جمعیت تورک، پسری با نام قیان و یکی از بستگانش نکوز که در دست دشمن اسیر بودند، زنده ماندند و توانستند به همراه همسرانشان از دست دشمن بگریزند و به سرزمینی دور دست و غیر قابل نفوذ، در دل کوههای سر به فلک کشیده بروند. آن کوهستان مسیر بسیار باریکی داشت که به زحمت یک شتر از آن رد میشد. نام این سرزمین جدید را ارگنه کُن نهادند. این دو خانواده در این سرزمین زندگی کردند و صاحبان فرزند شدند.
این ماندگاری چهارصد سال طول کشید و جمعیت ترکان به حدی شد که دیگر نمی شد در ارگنه کُن زندگی کرد اما مشکل این بود که راهی برای خروج از این کوهها پیدا نمی شد تا اینکه به تدبیر یک آهنگر، بخشی از کوه آهنی ذوب شده و راهی به بیرون پیدا شد. این بار ترکها با قدرت تمام به سرزمینهای خود بازگشتند و سرزمینشان را از دست دشمن بازپس گرفتند و هر سال به یاد آن روز خروج، جشن بزرگی برپا می کردند.
این داستان، که صاحب جامع التواریخ و نیز مولف شجره تراکمه نقل کرده اند، می تواند الهام بخش ما ترکهای ایران در مبارزه برای بازپس گیری هویت خویش باشد. ما ترکهای ایران اینک از هویت و زبان مادری و اجدادی خود رانده و در بسیاری از کارهایمان درمانده ایم و دشمن تمام هستی و هویت و تاریخ و زبان ما را به یغما برده است. باید چاره ای اندیشید و راهی گشود و به سرزمین زبان مادری و هویت ترکی دری باز کرد. زبان مادری و هویت ملی تا کی باید اسیر دست بیگانه ای ستیزه جو باشد؟ چرا دانش آموز تورک نتواند به زبان اجدادی و ملی خود تحصیل نماید و هنگام ورود به مدرسه زبان مادری خود را پشت دربها جابگذارد؟
نباید گذاشت زبان و ادب ترکی اینگونه منفعل و در دست دشمن اسیر و به زنجیر باشد. باید تدبیری اندیشید و درهای مدارس را به روی زبان ترکی باز کرد و راهی به رهایی گشود.
آچیلیر مدرسهلر، سویوموز «آب» اولاجاق
چؤرگه «نان» دئیهجَکلر، یوخوموز «خواب» اولاجاق
ازیلیب وارلیغیمیز، اؤزگه دیل آت چاپدیراجاق
آنا دیللر سوساجاق، فارس دیلی ارباب اولاجاق
یئنه ائوده قویاجاق، گول بالالار اؤز دیلینی
اؤزگه دیلده پاپاقان تک آلاجاق تحصیلینی
یازیق، آنلاتماق اوچون دویغو، دیلَک، نیسگیلینی،
دیل ـ دوداق تیتره یجک، گؤز یاشی سیلاب اولاجاق

دیدگاهتان را بنویسید