Falkenstein/Vogtl.، Saxony، Germany

خودکار
به نظر می‌رسد از وی‌پی‌ان یا پروکسی استفاده می‌کنید.در این حالت آب‌وهوایی که می‌بینید مربوط به شهر سرور است، نه شهر شما. کافی است شهر واقعی‌تان را از فهرست زیر انتخاب کنید.
59 AQIقابل قبول4 µg/m³ذرات ۲.۵
100%احتمال بارش4,1 mmمجموع امروز
تغییر شهر

منبع داده: Open-Meteoمنطقه‌ی زمانی: Europe/Berlin

شعر ترکی در هزارتوی بهانه‌ها

اوایل دوره دانشگاه برای رسیدن 28 صفر روزشماری کرده و فردای همان روز به معاونت دانشجویی رفته جهت برگزاری مراسم شب شعر یا عصر شعر و موسیقی درخواست می‌دادیم. چون در دو ماه محرم و صفر مجوز برگزاری مراسم نمی‌دادند و اگر هم می‌داند باید بدون موسیقی و با اشعار سوزناک و مرثیه برگزار میشد، برای همین روز رحلت پیامبر(ص) نوید این را می‌داد که ممنوعیت تمام شده و مردم می‌توانند عروسی‌های خود را شروع کنند و ما هم در دانشگاه مراسم برگزار کنیم.

برای گرفتن حداقل حقوقمان چه کارها که نمی‌کردیم و برای خواندن چند شعر ترکی مجبورمان کرده بودند کلی دلیل و بهانه بیاوریم. برگه درخواست مجوز را با جمله «با توجه به حلول ماه مبارک ربیع الاول و اعیاد این ماه و میلاد پیامبر و هفته وحدت و… استدعا داریم» شروع می‌کردیم تا بلکه معاونت دانشجویی با برگزاری یک مراسم دو ساعته شعر به زبان ترکی موافقت کند.

یکبار از طرف کانون استاد شهریار مراسمی با عنوان «حسین‌خان باغبان؛ شهید آذربایجان» برگزار کرده بودیم که تقریبا همه سخنرانان و شعرخوانان قسمتی از کتاب «باغبان ائل‌اوغلو» نوشته دکتر زهتابی را ازبر کرده و پشت تریبون اجرا میکردند. رئیس حراست دانشکده دامپزشکی نزدیک شد و گفت اگر کسی از بنیاد شهید تشریف نداشته باشد همین الان مراسم را کنسل خواهم کرد که خوشبختانه نوازنده و خواننده سولدوزی مراسم، فرزند شهید بود و غائله ختم به خیر شد. یکبار هم آقایی که این روزها در بی‌بی‌سی فارسی و سایر رسانه‌ها سخنرانی می‌کند پشت صحنه آمد و گفت «تا اینجای مراسم سخنرانان پنج بار لغت آزادی را بر زبان آورده‌اند و تنها سه بار لغت اسلام را گفته‌اند و همین ثابت می‌کند شماها طرفدار خاتمی هستید و باید در کمیته انضباطی پاسخگو باشید».

در برخی از دانشگاه‌ها برگزاری مراسم نیاز به یک مناسبت ویژه داشت و باید یکی از حضرات دعوت حق را لبیک می‌گفت و به دیدار معبود می‌شتافت تا به آن بهانه، مراسمی برگزار کرده چند بیت شعر به زبان خودمان خوانده یا به تجلیل یکی از مفاخر خودمان می‌پرداختیم برای همین وقتی یکی از حضرات به دیدار معبود می‌شتافت بهانه می‌شد تا ما برایش مراسمی برگزار کنیم.

*


 

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

داغ