دسته: دسته‌بندی نشده

  • زبان مادری جایگزین ندارد

    زبان مادری جایگزین ندارد

    در یکی از شهرهای اروپا ، یک برنامه فرهنگی برگزار شد که جمعی از مهاجران و کشور میزبان در آن شرکت داشتند. در میان جمع، یک زن جوان از آسیا حضور داشت که برای بیان نظرات خود از زبان کشور میزبان استفاده می‌کرد. کلامش روان بود و در ظاهر هیچ مشکلی نداشت، اما وقتی که مجری برنامه، از او خواست تا همان گفته‌ها را با زبان مادری‌اش، عربی، تکرار کند، همه چیز تغییر کرد.

    زن جوان با کمی تردید به زبان عربی شروع به صحبت کرد، و ناگهان، صدای او تبدیل به جریانی از احساسات و معنا شد. کلماتی که به نظر ساده می‌آمدند، حالا عمیق‌تر و با روح بیشتری در دل شنوندگان نفوذ می‌کردند. چشمانم به سوی او رفت و فهمیدم که نه تنها در صدای او، بلکه در چهره‌اش، در هر حرکت دست و در هر کلمه‌ای که بر زبان می‌آورد، نوعی از آزادی و اصالت دیده می‌شود که هیچ‌گاه در زبان دیگر نمی‌توان آن را یافت. (نقل قول از یک دوست عرب)

    این لحظه مرا به یاد گفتاری از هایدگر انداخت که می‌گفت: “زبان خانه هستی است.” این خانه، خانه‌ای است که هر فرد در آن می‌تواند خود را پیدا کند، خودش را بشنود و در آن راحت زندگی کند. وقتی که از زبان مادری دور می‌شویم، انگار که از خانه خود جدا شده‌ایم. به مرور، احساس بی‌خانمانی و اضطراب در درون‌مان رشد می‌کند، چون دیگر نمی‌توانیم معنا و هویت خود را در واژه‌های خارجی پیدا کنیم.

    داستان صبور صهیب، شاعر اوزبیک را هم فراموش نمی‌کنم. او در صفحه فیسبوکش شعری با زبان مادری‌اش، اوزبیکی، دکلمه کرد. وقتی صدای او را شنیدم، احساس کردم که نه تنها کلمات، بلکه هر ضربان قلب او در این کلمات جاری است. زبان اوزبیکی، که خود را در دل این شعر می‌ریخت، من را به دنیای دیگری برد؛ دنیایی که در آن، فرهنگ و احساسات اوزبیک‌ها به طرز شگفت‌انگیزی تجلی پیدا کرده بود. اشک‌هایم به خاطر این شور و هیجان ناخواسته سرازیر شدند. این همان احساسی است که وقتی زبان مادری را در اختیار داریم، به دنیا از زاویه‌ای دیگر می‌نگریم.
    ما باید به این نکته توجه کنیم که زبان، همانند خانه‌ای است که هویت و روح ما در آن سکونت دارد. اگر از آن دور شویم، نه تنها از خودمان، بلکه از همه چیز که ما را به گذشته و تاریخ‌مان متصل می‌کند، بیگانه می‌شویم.

     

    * سعادت موسوی، روزنامه‌نگار آزاد افغانستانی و پناهنده‌‌ی مقیم هالند است. او درباره‌‌ی مهاجرت، فرهنگ و ادبیات می‌نویسد و در مقالاتش به مقایسه‌ تجربه‌‌ی زندگی در شرق و غرب می‌پردازد. او می‌گوید که نوشته‌هایش تلاشی است برای اندیشه‌ورزی، مقابله با فراموشی و فاصله‌گرفتن از فرهنگ و تاریخ شفاهی. موسوی می‌افزاید که چشم‌انداز اصلی قلمش، جست‌وجو و ستایش آزادی و حقیقت در کلمات است.

  • معجزه قره‌باغ آذربایجان مقابل چلسی

    معجزه قره‌باغ آذربایجان مقابل چلسی

    تساوی چلسی در لیگ قهرمانان اروپا؛ نمایش تاریخی قره‌باغ

    سایت رونویس در مطلبی زیر تیتر بالا نوشت: در ادامه رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا، تیم چلسی در زمین قره‌باغ گام به میدان گذاشت و در شبی که همه چیز به سود میزبان پیش رفت‌به تسلوی ۲ بر ۲  دست پیدا کرد. گل‌های این بازی را استوائو و گارناچو برای چلسی و آندراده و یانکوویچ برای قره‌باغ به ثمر رساندند. این بازی در ورزشگاه اختصاصی قره‌باغ برگزار شد و هواداران میزبان شاهد نمایشی تاریخی از تیم خود بودند.

    بازی با برتری چلسی در ابتدای نیمه شکل گرفت و شاگردان مارسکا با مالکیت توپ و فشار مداوم، قصد داشتند از همان ابتدا کنترل زمین را در دست بگیرند. حملات آبی‌پوشان خیلی زود نتیجه داد و در دقیقه ۱۸، استوائو با ضربه دقیق دروازه قره‌باغ را گشود تا چلسی پیش بیفتد و سکوتی کوتاه بر استادیوم حکمفرما شود.

    با این وجود قره‌باغ خیلی زود به بازی برگشت. بازیکنان این تیم با تکیه بر انرژی هواداران خود، حملات پیاپی را تدارک دیدند و سرانجام در دقیق ۳۰ آندراده با حرکتی دیدنی توپ را به زیبایی به تور دروازه رساند تا بازی به تساوی کشیده شود. بعد از گل، جریان بازی کاملا به سود میزبان تغییر کرد. تنها ۱۰ دقیقه بعد، قره‌باغ صاحب یک ضربه پنالتی شد. یانکوویچ با اعتماد به نفس بالا آن را به گل دوم تبدیل کرد. تلاش چلسی برای جبران بدون نتیجه ماند و در نهایت نیمه اول با نتیجه ۲ بر یک به سود قره‌باغ به پایان رسید.
    قره‌باغ 2-2 چلسی: معجزه شجاع‌ها در باکو
    ورزش سه، در گزارشی تحت عنوان “قره‌باغ 2-2 چلسی: معجزه شجاع‌ها در باکو” نوشت: چلسی در شبی پرماجرا از باکو با یک امتیاز بازگشت. قره‌باغ شجاع با نمایش منظم خود آبی‌ها را متوقف کرد و اجازه نداد گل‌های استوائو و گارناچو به برد تبدیل شود.
     قره‌باغ آذربایجان در لیگ قهرمانان یک شب تاریخی را در خانه‌اش باکو پشت سر گذاشت و موفق شد چلسی را 2-2 متوقف کند. تیم آذربایجانی در شروع لیگ قهرمانان بنبفیکا و کپنهاگ را برد و شگفتی‌ساز لقب گرفت. آنها هفته گذشته مقابل اتلتیک بیلبائو شکست خوردند ولی امشب در باکو با اینکه از چلسی عقب افتادند ولی دو گل زدند و 2-1 پیش افتادند و در نهایت با تساوی 2-2 یک امتیاز باارزش از جدال با تیم بزرگ و قدرتمند انگلیسی به دست آوردند.

    چلسی در باکو شبی پر فراز و نشیب را پشت سر گذاشت؛ دیداری که با مصدومیت زودهنگام رومئو لاویا آغاز شد و با تساوی ۲-۲ نتیجه‌ای که هم ضعف‌های چلسی را آشکار کرد و در دقایق زیادی نشان داد تیم مارسکا خوب بازی می‌کند و با بعضی تغییرها می‌تواند به یکی از قدرتهای لیگ برتر تبدیل بشود.

    در نهایت، قره‌باغ با این نتیجه جایگاه شگفتی‌ساز خود در گروه را حفظ کرد، در حالی که چلسی همچنان اسیر ناپایداری ترکیب جوان و پرنوسانش مانده است. دیداری با ریتم تند، پرهیجان و آینه‌ای از تضاد دو تیم: جاه‌طلبی خام چلسی در برابر انسجام و شجاعت قره‌باغ. چلسی حالا در لیگ قهرمانان هفت امتیازی است و قره‌باغ با امتیاز برابر و تفاضل گل کمتر در رتبه دوازدهم جدول ایستاده است.

     

    نمایش شجاعانه قره‌باغ مقابل غول انگلیسی/ چلسی از شکست گریخت

    خبر گزاری برنا عنوان “نمایش شجاعانه قره‌باغ مقابل غول انگلیسی/ چلسی از شکست گریخت” را انتخاب کرده است.

    در شبی پرحادثه در باکو، تیم فوتبال چلسی از شکست گریخت و در دیداری حساس از هفته چهارم لیگ قهرمانان اروپا برابر قره‌باغ آذربایجان به تساوی ۲ بر ۲ رضایت داد. در این دیدار از هفته چهارم لیگ قهرمانان اروپا، شاگردان انزو مارسکا با ترکیبی جوان و میانگین سنی تنها ۲۳ سال، در دقیقه ۱۶ توسط ایستفائو به گل رسیدند. با این حال، قره‌باغ با دو گل پیاپی از لیاندرو آندراده و مارکو یانکوویچ (از روی نقطه پنالتی) در دقایق ۲۹ و ۳۹، ورق را برگرداند و نیمه نخست را با برتری ۲ بر یک به پایان برد.

    چلسی در نیمه دوم با ورود انزو فرناندز گارناچو هجومی‌تر شد و در دقیقه ۵۲، گارناچو موفق شد با شوتی دقیق دروازه حریف را باز کند تا بازی به تساوی کشیده شود.

    در سوی مقابل، قره باغ نیز در وقت‌های تلف‌شده فرصت طلایی برای پیروزی داشت، اما کاستچوک ضربه‌اش را مستقیما به دستان سانچز فرستاد تا بازی در نهایت با نتیجه مساوی پایان یابد. با این نتیجه، چلسی با ۷ امتیاز در رتبه دهم جدول باقی ماند و قره‌باغ با همان امتیاز، به دلیل تفاضل گل کمتر، در جایگاه دوازدهم ایستاد.

     

    قره باغ 2-2 چلسی؛‌ خاک قفقاز، قهرمان جهان را هم زمین‌گیر کرد

    به نوشته سایت طرفداری زیر عنوان “قره باغ 2-2 چلسی؛‌ خاک قفقاز، قهرمان جهان را هم زمین‌گیر کرد”، در دیداری از هفته چهارم رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا فصل 26-2025،  چلسی با نتیجه ۲-۲ مقابل قره باغ متوقف شد. الخاندرو گارناچو و استوائو، گلزنان چلسی در این تقابل بودند. پس از غافلگیرکردن بنفیکا و کپنهاگن، این‌بار نوبت چلسی بود که مقابل نماینده جمهوری آذربایجان امتیاز از دست بدهد.

    با این تساوی، چلسی ۷ امتیازی شد و موقتاً در رتبه دهم جدول قرار گرفت. قره باغ هم با امتیاز مشابه، در پله دوازدهم ایستاد.

    اطلاعات بازی قره باغ و چلسی

    • تاریخ برگزاری: چهارشنبه 5 نوامبر 2025 (14 آبان 1404)
    • ساعت برگزاری: 21:45 به وقت باکو
    • قالب بازی: هفته 4 لیگ قهرمانان اروپا، فصل 26-2025
    • استادیوم میزبان: توفیق بهراموف، باکو
    • داور: سباستین گیشامر
    • نتیجه: 2-2
    • گلزنان چلسی: استوائو (۱۷)، الخاندرو گارناچو (۵۳)
    • گلزنان قره باغ: لیاندرو آندراده (29)، مارکو یانکوویچ (۳۹)

    ترکیب ابتدایی دو تیم

    • چلسی (1-3-2-4): سانچز | جیمز، توسین، هاتو، کوکوریا | سانتوس، لاویا | استوائو، ژائو پدرو، گیتنز | جورج
    • قره باغ (1-3-2-4): کوچالسکی | سیلوا، مصطفی‌زاده، مدینا، جعفرقلیف |‌ بیکالیو، یانکوویچ |‌ آندراده، مالینوفسکی، زبیر | دوران
  • با دستور قضایی پخش آنلاین فیلم “پیرپسر” متوقف شد

    با دستور قضایی پخش آنلاین فیلم “پیرپسر” متوقف شد

    اکتای براهنی، کارگردان این فیلم، در صفحه شخصی خود اعلام کرد: «پخش “پیرپسر” از ساعت سه بعد از ظهر امروز (شنبه) به دستور رئیس ساترا متوقف شده است و تلاش‌ها برای ادامه پخش تاکنون بی‌نتیجه مانده است… انگار می‌خواهند حال سازندگان فیلم را بگیرند»

    به گزارش خبرگزاری پانا، عباس طاهری، معاون کاربران و تنظیم‌گری اجتماعی ساترا، می‌گوید: «فیلم پیرپسر مجوز اکران آنلاین از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نداشته و با دستور قوه قضاییه جلوی پخش آن گرفته شده است. ساترا تنها مجری ابلاغ حکم به سکوهای نمایش آنلاین بوده است.»

    فیلم‌‌نت در اطلاعیه‌ای بیان داشت: «باوجود استقبال بی‌سابقه شما از اکران آنلاین فیلم  «پیر پسر» و حمایت از انتشار قانونی فیلم‌های سینمای ایرانی، متاسفانه روند اکران آنلاین این اثر با چالش‌هایی همراه شد و تا اطلاع ثانوی نمایش این اثر در فیلم‌نت متوقف شده است.مدیران پلتفرم فیلم‌نت در تلاشند تا هر چه زودتر این مشکل را مرتفع کرده و این اثر پرافتخار و محبوب را به چرخه اکران برگرداند.»

    فیلم «پیرپسر» به نویسندگی و کارگردانی اوکتای براهنی پس از انتشار در  پلتفرم‌ نمایش خانگی فیلم‌نت، با استقبال کاربران مواجه شده بود.

  • آیا ایالات متحده توان رقابت با “تهدید فزاینده” چین را دارد؟

    آیا ایالات متحده توان رقابت با “تهدید فزاینده” چین را دارد؟

    نویسنده: اندرو لِیتهَم (Andrew Latham)
    منبع: آسیا تایمز (Asia Times)
    ۳۰ اکتوبر ۲۰۲۵
    ⸻———-

    زمانیکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در روز پنجشنبه، ۳۰ اکتوبر، با شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، دیدار کند، در برابر خود صرفاً یک رهبر عادیِ کشور رقیب نخواهد داشت؛ بلکه روبروی نمایندهٔ اصلی «تهدید شتاب‌دهنده» ایالات متحده خواهد نشست.

    در اصطلاح نظامی پنتاگون، چین روزبه‌روز بیشتر به‌عنوان یک «چالش فزاینده» یا «تهدید فزاینده» توصیف می‌شود؛ مفهومی که به قدرت بزرگی اشاره دارد که در برابر آن، کشوری مانند امریکا توان، استراتژی و منابع خود را در تمام عرصه‌های قدرت ملی می‌سنجد و تنظیم می‌کند.

    این اصطلاح از آغاز قرن بیست‌ویکم در محافل نظامی و دانشگاهی رواج یافته است. کاربرد رسمی آن در واشنگتن برای توصیف چین، دست‌کم به سال ۲۰۲۰ برمی‌گردد؛ زمانی‌که مارک اسپر، وزیر دفاع وقتِ ترامپ، در سخنرانی‌ای در هونولولو، چین را «تهدید فزاینده» خواند.

     

    اما معنای واقعی این اصطلاح چیست؟

    زمانی یک کشور به‌عنوان تهدید فزاینده شناخته می‌شود که در حال صعود بوده و در عین حال به سطحی نزدیک به قدرت برتر جهانی رسیده باشد؛ به‌گونه‌ای که توانایی‌ها و جاه‌طلبی‌های آن مستقیماً جایگاه جهانی کشور مسلط را به چالش بکشد. تهدید فزاینده صرفاً در پی رسیدن نیست، بلکه ضرب‌آهنگ رقابت را خود تعیین می‌کند.

    وزیر دفاع بعدی امریکا، لوید آستین سوم، نیز در دورهٔ حکومت بایدن از همین تعبیر استفاده کرد و توضیح داد: «این بدان معناست که چین یگانه کشوری است که می‌تواند در ابعاد اقتصادی، تخنیکی، سیاسی و نظامی چالشی نظام‌مند در برابر ایالات متحده ایجاد کند.»

    این تعبیر صرفاً شعار نیست. وقتی واشنگتن چین را چنین تعریف می‌کند، در واقع تمام ساختار دفاعی و صنعتی خود را بر محور این پرسش می‌چرخاند که: چگونه می‌توان از پکن جلو زد یا دست‌کم عقب نماند؟

    زمانیکه دولت امریکا یک کشور را «تهدید فزاینده» می‌نامد، در حقیقت به فرماندهان نظامی و شرکای صنعتی‌اش یک معیار تازه می‌دهد تا بر اساس آن، هر دلار هزینه، هر سرباز و هر ساعت آموزش را بسنجند.

    تمرکز بر یک دشمن؛ خطر غفلت از دیگران

    تمرکز بیش از حد بر یک رقیب، خطرناک است؛ زیرا دشمنان بالقوهٔ دیگری نیز وجود دارند. مفهوم «چالش فزاینده» نباید به این معنا تعبیر شود که چین تنها رقیب امریکا است. هنوز کشورهایی چون روسیه، ایران، کوریای شمالی و گروه‌های تندرو کوچک‌تر، تهدیدهایی جدی‌اند که می‌توانند با یا بدون مشارکت چین، برای واشنگتن دردسر بیافرینند.

    خطر آن است که با تعیین چین به‌عنوان تنها تهدید فزاینده، امریکا در برابر دیگر چالش‌ها کور شود. هدفِ یک رهبر امریکایی نباید صرفاً آمادگی برای جنگ احتمالی با چین باشد، بلکه باید آمادگی برای هر بحران غیرمنتظره‌ای را نیز در هر نقطهٔ جهان حفظ کند.

    چالش دوم در این مسیر، تمایل به قربانی‌کردن حال به‌خاطر آینده است. مثلاً اگر نیروی دریایی امریکا در پی ساخت کشتی هایی برای سال ۲۰۳۵ باشد تا از چین جلو بزند، اما نتواند بحران سال ۲۰۲۵ را مهار کند، هدف اصلی زیر سؤال می‌رود.
    در نتیجه، امریکا باید میان سرمایه‌گذاری بلندمدت برای رقابت با چین و حفظ توان بازدارندگی کنونی تعادل برقرار کند — کاری که گفتنش آسان، اما انجامش دشوار است.

    آیا چین از امریکا پیشی گرفته است؟

    برخی تحلیلگران باور دارند که تهدید شتاب‌دهندهٔ امریکا هم‌اکنون از آن پیش افتاده است. امریکا در ظرفیت صنعتی دفاعی — به‌ویژه در تولید سریع کشتی‌ها، راکت‌ها و تجهیزات نظامی — از چین عقب مانده است. چین اکنون کشتی های جنگی را با سرعتی می‌سازد که از دهه‌ها پیش در امریکا دیده نشده بود. صنایع چینی قادرند طرح‌های تازه را به‌سرعت عملی و در شرایط بحرانی، تولیدات خود را چند برابر کنند.

    در مقابل، کارخانه‌های امریکایی با کمبود نیروی کار، زیرساخت‌های فرسوده و روند بسیار کند خرید و تولید نظامی مواجه‌اند. اگر امریکا می‌خواهد در آینده با تجهیزات پیشرفته‌تر بر چین پیشی گیرد، باید بتواند ظرفیت تولیدی خود را با سرعتی بالا ببرد تا بازدارندگی لازم را ایجاد کند — زیرا بازدارندگی از دروازهٔ کارخانه آغاز می‌شود، نه میدان نبرد.

    رقابتی بر محور سرعت، نه اندازه

    مواجهه با چین به‌عنوان تهدید فزاینده مستلزم آن است که امریکا نوع رقابت را درست درک کند. این رقابت تنها جنگ کشتی ها و راکت‌ها نیست، بلکه رقابت در سرعت نوآوری، هوشمندی تولید و انعطاف در میدان جهانی است. برای پیشی‌گرفتن از چین، امریکا باید پایه‌های اقتصادی و صنعتی خود را دوباره با استراتژی دفاعی‌اش پیوند دهد و ظرفیت تولیدی‌ای را بازسازی کند که زمانی آن را به «زرادخانهٔ دموکراسی» مشهور ساخته بود. اما این کار برای نظام‌های دموکراتیک دشوارتر است؛ زیرا چرخه‌های سیاسی کوتاه‌مدت، محدودیت‌های مالی و تردید عمومی نسبت به نظامی‌سازی، معمولاً بسیج منابع ملی را کند می‌سازد.

    چالش دیگر، گذار از فولاد به داده است. زرادخانهٔ آینده تنها با کشتی و توپ تعریف نمی‌شود، بلکه با اطلاعات، طراحی و تصمیم‌گیری سریع شکل می‌گیرد. در همین عرصه نیز چین در حال پیشروی است. براساس گزارشی از بنیاد نوآوری و فناوری اطلاعات در واشنگتن (ITIF) در ماه سپتامبر، چین در اکثریت حوزه‌های حیاتی فناوری، به‌طور چشمگیری از ایالات متحده پیشی گرفته است.

    بنابراین، امریکا برای پیشی‌گرفتن از تهدید فزایندهٔ خود، نباید در پی تطبیق ناو به ناو یا سیستم به سیستم با چین باشد؛
    برتری واقعی در سرعت واکنش نهفته است — در توانایی اندیشیدن سریع‌تر، تولید بیشتر و حرکت هوشمندانه‌تر از رقیب.

  • فاجعه‌ی انسانی در غزه، حق مقاومت و چند پرسش (دو دیدگاه از دو نویسنده)

    فاجعه‌ی انسانی در غزه، حق مقاومت و چند پرسش (دو دیدگاه از دو نویسنده)


    حق مقاومت و چند پرسش | رضا نساجی

    یکی از بهانه‌های پوتین برای توجیه حمله به اوکراین، مقابله با گرایشات نازی در ناسیونالیست‌های اوکراینی بود؛ اما او پاسخ نمی‌داد که نازی‌هایی چون گردان آزوف در خاک کشور خودشان چه دخلی به روسیه دارند. در واقع، آزوف برای کشور همسایه‌‌ای مثل روسیه همان‌قدر تهدید بود که برای جزایر سلیمان در اقیانوسیه. (بگذریم از اینکه شبه‌نظامیان طرفدار پوتین، که نامشان از ریشارد واگنر، آهنگساز مورد علاقه‌ی هیتلر اخذ شده، خود در شیفتگی به نازیسم دستکمی از آزوف نداشتند.)
    علیرغم مهملات روس‌گرایان و بهانه‌های پوتین برای اشغالگری، حق تمام اوکراینی‌هاست که از سرزمین خودشان مقابل بیگانه دفاع کنند؛ فارغ از اینکه عقیده‌شان جه باشد. بنابراین، گردان آزوف هم در جنگ با روسیه ذی‌حق است، هر چقدر که عقایدش مزخرف باشد. (البته بدیهی است که نمی‌توان از معیارهای عملی حقوق بشر کوتاه آمد.)

    با گذشت چند دهه، طبیعی است که افکار عمومی جهان همچنان حق مبارزه‌ی مسلحانه‌ی نهضت مقاومت فرانسه (RIF)، حزب کمونیست‌ آلمان (KPD)، پارتیزان‌های مارکسیست و آنارشیست مقاومت ایتالیا (Resistenza italiana)، پارتیزان‌های کمونیست یوگوسلاوی (National Liberation Army)، مقاومت کمونیست یونان (EAM-ELAS) و… مقابل نازی‌های آلمان و فاشیست‌های ایتالیا، و نیز چریک‌های کمونیست جنبش استقلال کره (Korean independence movement) و حزب کمونیست چین (CCN) در مقاومت مقابل امپریالیسم ژاپن در جنگ جهانی دوم را تایید کند؛ همچنان‌که حق مقاومت مسلحانه‌ی جبهه‌ی آزادیبخش الجزایر (FLN) مقابل استعمارگران فرانسه و ویت‌کنگ‌ها مقابل ارتش آمریکایی محفوظ بود. حتی حق مجاهدین مسلمان افغانستان در مقابل ارتش سرخ شوروی (هرچند این مقاومت با حمایت تسلیحاتی و اطلاعاتی آمریکا، بریتانیا و پاکستان بود.)
    گمان نمی‌کنم توضیح بیشتری لازم باشد تا بدانیم که حماس و حهاد اسلامی در دفاع از غزه مقابل اشغالگری اسرائیل ذی‌حق هستند؛ فارغ از اینکه عقاید مذهبی‌شان چیست و نظر ما درباره‌ی ان عقاید چه. (تاکید بر معیارهای حقوق بشر هم گفتن ندارد.)

    اما پرسش‌هایی برای ناظران باقی می‌مانند:
    پرسش از محبوبیت یا عدم محبوبیت حماس و جهاد اسلامی در نوار غزه (و کرانه‌ی باختری)؛
    پرسش از چرایی محدودیت انتخاب مردم غزه برای واگذاری امر اداره‌ی امور داخلی و مقاومت مقابل تهاجم خارجی به حماس؛
    پرسش از نقش اسرائیل در تشکیل و برجسته شدن اسلامگرایان حماس مقابل گروه سکولار و چپ‌گرای فتح؛
    پرسش از چرایی اقدامات اسرائیل برای حذف و حبس مادام‌العمر رهبران محبوب و رادیکال چپ سکولار فتح که آلترناتیو سازشکاری محمود عباس و نیز رادیکالیسم اسلامی حماس بودند و هستند؛
    و… .

    اما تردیدی نیست که اسرائیل خود حماس را به وجود آورد؛ خود آن را به رادیکال‌ترین گروه فلسطینی بدل کرد؛ خود آن را به محبوب‌ترین گروه فلسطینی (برنده‌ی ۴۴.۴۵ درصد آرای انتخابات پارلمانی ۲۰۰۶ فلسطین، که حماس را به تشکیل دولت و پست نخست‌وزیری هدایت کرد) مبدل ساخت؛ خود مانع از شکل‌گیری آلترناتیو برای حماس شد (از جمله با ممانعت از برگزاری دوره‌ی بعد انتخابات پارلمانی و نیز سنگ‌اندازی در کار تشکیلات خودگردان برای تشکیل دولت مستقل فلسطین)؛ خود آن را به تنها گزینه‌ی مردم تحت محاصره‌ی غزه بدل کرد؛ خود مقاومت مسلحانه را به تنها استراتژی پیش روی مردم غزه تبدیل کرد؛ و خود عملیات گروگانگیری مسلحانه را به تنها تاکتیک پیش روی حماس برای بر هم زدن تعادل نامتعادل قوا مبدل نمود.

    همچنان‌که بریتانیا و آمریکا با برساختن بن‌لادن و مجاهدین مسلمان افغان مقابل شوروی در جنگ بوسنی و جنگ افغانستان، ریشه‌های القاعده و طالبان را به وجود آوردند، این اسرائیل بود که در مقابل ملی‌گرایی عرب و چپ‌گرایی سکولار غالب در مقاومت فلسطین، باد اسلام‌گرایی را کاشت و توفان برداشت کرد.
    باری، اگر گفت‌‌وگو میان چپ سکولار فلسطینی و یهودی ممکن نبود و نیست، اسلحه میان بنیادگرایان مسلمان فلسطینی و یهودی اسرائیل داوری خواهد کرد. چه جای گله، برای یهودیان رادیکالی که اسحاق رابین را بابت سازش با اعراب ترور کردند و مسلمانان رادیکالی که انور سادات را بابت سازش با اسرائیل ترور کردند؟


    حق مقاومت و چند پرسش | عظیم حسن زاده

    مسئله اصلی در تحلیل‌های درخشانی نظیر این تحلیل از رضا نساجی از وضعیت فلسطین و غزه و به تبع آن آشفتگی در موضع گیری چپ، غلبه نگاه چپ تحلیلی (ساختاری) بر چپ غربی (قاره ای) است. در این دست نوشته ها و تحلیل ها سوژه زدایی از فرایند مقاومت، اتفاقا به همدستی ناخواسته ی مقاومان در بازتولید فرایند ستم منتهی می‌شود، امکان های مقاومت تماما به پویایی فرایندهایی منتقل می‌شود که تقریبا به تمامی در مواجهه با پرسش های اخلاقی شکننده اند و از همه مهمتر از رنج های بدنمند سوژه های مقاومت هم غافل اند و حتی مجبور می‌شوند به نام امری قدسی، بصورت فاجعه باری به متافیزیکال کردن رنج های معمول و کاملا قابل پرهیز هم اکنونی انسانی پناه ببرند (لازم به تاکید نیست که همه اینها لزوما ربطی به متن نساجی ندارد و نوشته او بهانه‌ای است برای اشاراتی به یک زخم نه چندان قدیمی که این روزها دوباره از دشواری فلسطین و تراژدی غزه سر بر آورده است).

    همچنانکه در نوشته نساجی هم مشهود است، روایت مقاومت در فلسطین بجای خوانش تعاملی (اینترکشنال) و حفظ عاملیت و سهم سوژه مقاومت در فرایند ستم _ مقاومت، آنها نیروی بی‌شکلی تصور شده‌اند که تماما توسط نیروی سرکوب متعین می‌گردند. نیازی به گفتن نیست که این رویکرد آلتوسری چه تبعات وحشتناکی برای سوژه به مثابه یک موجود گوشت و پوست و استخواندار دارد که در روایت های تحلیلی به مثابه جزئی از ضرورت پویایی (داینانیزم) به پسِ روایت رانده می‌شود؛ و باعث می‌شود در مواجهه با کلیت ملتهب شده هم اکنونی غزه مدام به تاریخِ ستم ارجاع بدهد. چرا که قادر به، به چنگ در آوردن هم اکنونیت و سهم سوژه مقاومت در خلق هم اکنونیت نیست و فاجعه بارتر اینکه می‌خواهد هم اکنونیت را هم جامه تاریخ بپوشاند، بی آنکه اندیشه کند همین اکنونیتْ محل وقوع مقاومت می‌تواند باشد و باید بتواند امکان‌های مقاومت را در اکنونیت با انقطاع از تاریخی که ظاهرا فرار از آن ممکن نیست، آشکار کند.

    در این لحظه تاریخی یک اندیشه‌ورز چپ، اتفاقا باید تاریخ را نه از چشم ستمگر و عاملیت او که باید از شانه‌های ستمدیده روایت کند که هم حامل تمام ستم های ستمگر و هم حامل امکان های مقاومت ستمدیده در گذشته و اکنون باشد که این رویکرد تحلیلی آنها را، یعنی دقیقا تنها امکان خروج از چرخه‌ی ستم را برای سوژه مقاومت پنهان ساخته است. با این رویکرد است که نقد سوژه مقاومت به معنای قرار گرفتن در جبهه ستمگر نمی شود و هم قادر می‌شود به خیل عظیمی از سوالات ناظران پاسخگو باشد و خیلی مطالب دیگر که متاسفانه آنقدر بلا بر سرمان ريخته اند که فرصت پرداخت نداریم و تنها به لیست کردن عنوان ها می پردازیم تا شاید روزی برگردیم همه را با هم بخوانیم.

    (* حسن‌زاده عنوان نوشته‌اش را از نوشته رضا نساجی اخذ کرده است. چرا که این نوشته نه در برابر آن که در ادامه آن قابل فهم است.)

  • چرا سلاح انرژی پوتین شکست خورد

    چرا سلاح انرژی پوتین شکست خورد

    منبع: فارن پالسی (Foreign Policy)
    ۲۹ اکتوبر ۲۰۲۵
    ———————

    سلاح انرژی روسیه زمانی ستون قدرت داخلی و ابزار نفوذ خارجی کرملین بود. صادرات نفت و گاز در دهه‌های ۲۰۰۰ میلادی، هم رشد اقتصادی و مشروعیت پوتین را تقویت می‌کرد و هم نفوذ ژئوپولیتیک روسیه در اروپا و فراتر از آن را تضمین می‌کرد. پروژه‌هایی مانند Nord Stream 2 و TurkStream نشان می‌داد که حتی پس از الحاق کریمیه، اروپا همچنان به انرژی روسیه وابسته بود.

    اما این ابزار اکنون تبدیل به نقطه ضعف شده است. عوامل اصلی شکست سلاح انرژی روسیه عبارت‌اند از:

    ۱. تحریم‌های مؤثر و هماهنگ: تحریم‌های جدید آمریکا علیه Rosneft و Lukoil و اقدامات مشابه اتحادیه اروپا و بریتانیا، هزینه‌های تجارت انرژی روسیه را افزایش داده و دسترسی این شرکت‌ها به بازارهای بین‌المللی و سیستم مالی جهانی را محدود کرده است. این تحریم‌ها حتی به دارایی‌های روسیه در چین، هند و اروپا نیز فشار وارد می‌کند و راه‌های دورزدن محدود شده‌اند.

    ۲. تاثیر حملات اوکراین: حملات پهپادی و موشکی به پالایشگاه‌ها، انبارها و خطوط لوله روسیه، تولید فرآورده‌های نفتی را کاهش داده و مجبور به صادرات خام‌تر و کم‌ارزش‌تر کرده است. این ضربه‌ها باعث شده سود شرکت‌ها کاهش یابد و حتی تامین داخلی انرژی برای مردم روسیه با مشکل مواجه شود.

    ۳. کاهش وابستگی اروپا: سهم روسیه از واردات گاز اتحادیه اروپا از ۴۵ درصد در ۲۰۲۱ به ۱۱ درصد کاهش یافته و قوانین جدید اتحادیه اروپا شرکت‌ها را ملزم به پایان دادن به قراردادهای بلندمدت انرژی با روسیه تا پایان ۲۰۲۷ کرده است. حتی کشورهای طرفدار روسیه مانند هنگری و اسلواکی مجبور به یافتن منابع دیگر شده‌اند.

    ۴. بازارهای جایگزین محدودند: چین و هند اگرچه خریدهای خود از روسیه را افزایش داده‌اند، اما ظرفیت این بازارها برای جایگزینی کامل اروپا محدود است. قراردادهای گاز با چین به سختی و با شرایط دشوار منعقد شده و بخش بزرگی از درآمدها به یوان و وام‌های چینی متکی است؛ بنابراین نفوذ ژئوپولیتیک روسیه در این مسیر محدود است.

    ۵. مشکلات داخلی: کاهش فروش انرژی، تورم، کسری بودجه، کاهش رشد اقتصادی و توقف سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و میادین جدید، فشار اقتصادی بر دولت و مردم روسیه را افزایش داده است. دولت دیگر نمی‌تواند با درآمدهای انرژی از خانوارها حمایت کند و «کینزی نظامی» نیز پاسخگوی نیازها نیست.

    ۶. وابستگی متقابل بازار: تجربه اخیر نشان داد که قدرت مصرف‌کنندگان و بازارهای جهانی، به اندازه تولیدکننده تعیین‌کننده است. حتی تهدید افزایش قیمت انرژی، نتوانست کشورهای غربی را از تحریم دارایی‌های انرژی روسیه بازدارد.

    -جمع‌بندی تحلیلی:

    سلاح انرژی روسیه که زمانی ستون مشروعیت داخلی و ابزار نفوذ خارجی بود، اکنون به یک شمشیر دولبه تبدیل شده است. وابستگی بیش از حد به نفت و گاز صادراتی، بدون تنوع بازار و استقلال اقتصادی داخلی، آسیب‌پذیری را افزایش داده است. تجربه روسیه نشان می‌دهد که انرژی، بدون همراهی استراتژی جامع اقتصادی و تنوع مشتریان، نمی‌تواند ابزار موثر فشار و اجبار باشد.

    به عبارت دیگر، حتی ابزارهای قدرتمند نفت و گاز می‌توانند به نقطه ضعف سیاسی و اقتصادی بدل شوند، مگر آنکه با انعطاف بازار، روابط چندجانبه و اقتصاد داخلی مقاوم همراه باشند.

داغ