نویسنده: Anlamedia

  • تسلیحات هایپرسونیک و موشک‌های بالستیک قاره‌پیما (ICBM) کره‌ی شمالی

    تسلیحات هایپرسونیک و موشک‌های بالستیک قاره‌پیما (ICBM) کره‌ی شمالی

    به مناسبت هشتادمین سالگرد تأسیس حزب حاکم، کیم جونگ اون با غرور تسلیحات هایپرسونیک و موشک‌های بالستیک قاره‌پیما (ICBM) کره‌ی شمالی را به نمایش گذاشت

    نوشته: براد لندون، گاوون بی منبع: سی‌ان‌ان ۱۱ اکتبر ۲۰۲۵

    هم‌زمان با جشن ۸۰ سالگی حزب کارگران کره، حزب حاکم کره‌ی شمالی روز جمعه در یک رژۀ نظامی، یک وسیلۀ پروازی هایپرسونیک جدید و موشک‌های بالستیک قاره‌پیما (ICBM) خود را به نمایش گذاشت.

    تسلیحات هایپرسونیک «هواسونگ-۱۱ما» و موشک قاره‌پیما «هواسونگ-۲۰»، که رسانه‌های دولتی آن‌ها را «قدرتمندترین سامانه‌ی تسلیحاتی استراتژیک هسته‌ای کره‌ی شمالی» نامیده‌اند، در میان مجموعه‌ای از سلاح‌های این کشور در رژۀ شبانه در میدان کیم ایل سونگ در پیونگ‌یانگ به نمایش درآمدند.

    این جشن یک ماه پس از آن برگزار شد که رهبر کره‌ی شمالی، کیم جونگ اون، در سفر خود به پکن، یک دستاورد بزرگ دیپلماتیک به‌دست آورد و در رژۀ عظیم نظامی چین حضور یافت؛ جایی که برای نخستین بار فرصت ایستادن در کنار رهبران بزرگ جهان، از جمله شی جین پینگ، رهبر چین و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه را داشت.

    پس از این دیدار، کیم جونگ اون روابط استراتژیک عمیق‌تر و دوستی جدیدی با چین، حامی دیرینۀ سیاسی و اقتصادی کره‌ی شمالی، برقرار کرد و برنامۀ موشکی و هسته‌ای خود را با انگیزه‌ای مضاعف دنبال نمود. از آن زمان، رسانه‌های دولتی گزارش‌هایی دربارۀ سامانه‌های تسلیحاتی جدید یا ارتقاء یافتۀ کره‌ی شمالی منتشر کرده‌اند؛ از جمله «هواسونگ-۱۱ما» با کلاهک (سر جنگی) مانورپذیر هایپرسونیک و «هواسونگ-۲۰».

    موشک «هواسونگ-۱۱ما» نخستین بار هفتۀ گذشته در یک نمایشگاه نظامی در پیونگ‌یانگ دیده شد. سلاح‌های سری هواسونگ-۱۱، موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد (SRBM) هستند که بر اساس موشک‌های «اسکندر» روسیه ساخته شده‌اند و در حملات ویرانگر مسکو علیه اوکراین به‌طور گسترده به‌کار رفته‌اند.

    به نظر می‌رسد کره‌ی شمالی مدل جدید ۱۱ما را با کلاهک مجهز به یک وسیلۀ پروازی گلایدکننده تجهیز کرده است؛ در واقع یک گلایدر پهن با بالچه‌های کوچک که مسیر کلاهک را غیرقابل پیش‌بینی می‌کند و شناسایی آن توسط سامانه‌های پدافندی و هدف‌گیری توسط موشک‌های دفاعی را دشوار می‌سازد. این موشک «هایپرسونیک» نامیده می‌شود، زیرا قادر است این مانورها را با سرعتی بیش از پنج برابر سرعت صوت انجام دهد.

    رژیم کیم دست‌کم از سپتامبر ۲۰۲۱ به آزمایش وسایل پروازی هایپرسونیک پرداخته است. اما آزمایش ژانویۀ ۲۰۲۴ از یک موشک با سوخت جامد استفاده کرد، در حالی که آزمایش‌های پیشین با سوخت مایع انجام شده بود.

    موشک‌های با سوخت جامد آسان‌تر حمل می‌شوند و در عرض چند دقیقه شلیک می‌گردند، که مقابله با آن‌ها را سخت‌تر می‌کند. کره‌ی شمالی ممکن است از تجربه‌های روسیه در استفاده از نسخۀ هوابرد موشک اسکندر — موسوم به کینژال — در اوکراین بهره برده باشد. بر اساس گزارش آگوست سرویس تحقیقات کنگرۀ آمریکا، برخی تحلیلگران نسبت به ادعاهای روسیه دربارۀ کارایی کینژال تردید دارند.

    اوایل امسال، کره‌ی شمالی اعلام کرد که یک موتور موشکی جدید با نیروی رانش بالا که به موشک قدرت می‌دهد، آزمایش نهایی خود را با موفقیت پشت سر گذاشته است.

    در همین حال، ظهور موشک هسته‌ای «هواسونگ-۲۰» اولین نمایش موشک قاره‌پیما جدید کره‌ی شمالی بود. ممکن است آنچه در رژه دیده شد، تنها یک محفظۀ موشک (کانستر) بوده باشد که بر روی یک پرتابگر متحرک ۱۱ محوره قرار گرفته است، زیرا پیونگ‌یانگ هنوز آزمایش پروازی آن را اعلام نکرده است. این موتور که با سوخت جامد و از مواد کامپوزیتی فیبر کربن ساخته شده، تاکنون نُه بار روی زمین آزمایش شده است. رسانه‌های دولتی کره‌ی شمالی گزارش داده‌اند که این موتور روی موشک «هواسونگ-۱۹» نیز به‌کار خواهد رفت؛ موشکی که آزمایش پروازی شده و کارشناسان معتقدند قادر است به هر نقطه‌ای از ایالات متحده برسد.

    به گزارش KCNA، جمعیت حاضر در میدان کیم ایل سونگ بیشترین تشویق خود را زمانی انجام دادند که قطار موشک‌های هواسونگ-۲۰، قدرتمندترین سامانۀ تسلیحات هسته‌ای استراتژیک کره‌ی شمالی، وارد میدان شد و مسیر رژه را پیمود.

    در حالی که موشک‌های جدید توجه ناظران غربی را به خود جلب کرده بود، رژه همچنین شامل تانک‌های اصلی نبرد ارتقاء یافتۀ موسوم به «چئونما-۲۰» نیز بود. رسانه‌های دولتی گزارش دادند که این تانک‌ها با «قدرت تخریبی عظیم و سامانۀ حفاظتی مطمئن، با ارادۀ نابود کردن دشمنان از میدان عبور کردند».

    در رژه همچنین نیروهای کره‌ی شمالی که علیه اوکراین جنگیده و نیروهای کی‌یف را از منطقۀ کورسک روسیه در اوایل سال جاری عقب رانده بودند، حضور داشتند. از جملۀ مقامات خارجی حاضر در رژۀ پیونگ‌یانگ، دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهور پیشین روسیه و معاون شورای امنیت ملی این کشور بود.

  • پیوستن سنگین‌ترین جنگنده‌ی جهان Su-34M به نیروی هوایی روسیه

    پیوستن سنگین‌ترین جنگنده‌ی جهان Su-34M به نیروی هوایی روسیه

     منبع: Military Watch Magazine
    ۶ اکتبر ۲۰۲۵
    ——————

    شرکت دولتی «یونایتد ایرکرفت کورپوریشن» روسیه (United Aircraft Corporation) دستهٔ تازه‌ای از جنگنده‌های ضربتی Su-34M را به نیروی هوایی روسیه تحویل داده است. افزایش چشمگیر در روند تولید این جنگنده‌ها، سطح تحویل را به رکوردی بی‌سابقه رسانده است.

    جنگنده های Su-34 پس از فروپاشی اتحاد شوروی، در مقایسه با هر نوع جنگندهٔ دیگر در روسیه، در بیشترین شمار تولید و خریداری شده است. این جنگنده نسخهٔ پیشرفته‌ای از جنگندهٔ سنگین Su-27 Flanker است که برای مأموریت‌های طول‌برد و با ظرفیت بسیار بیشتر در حمل سلاح طراحی شده و وزن آن حدود ۵۰ درصد بیشتر از مدل اصلی است.

    این جنگنده‌ها نقشی کلیدی در حمایت از عملیات نظامی روسیه در جبههٔ اوکراین داشته‌اند و بارها در ویدیوهای منتشرشده دیده شده‌اند که بمباران‌های گسترده‌ای را علیه نیروهای اوکراینی و متحدان غربی آن انجام می‌دهند؛ از جمله با استفاده از بمب‌های پرندهٔ FAB-3000 با وزن سه تُن، بمب‌های دارای سرجنگی حرارتی–انفجاری (ترموباریک)، و طیف گسترده‌ای از راکت‌ها و موشک‌های هوا به زمین.

    جنگنده Su-34 همچنان بخش مهمی از بازوی هوایی «سه‌گانهٔ هسته‌ای روسیه» را تشکیل می‌دهد و توانایی هدف‌گیری نقاطی در سراسر اروپا و بخش اعظم خاک ایالات متحده را داراست.

    شرکت تسلیحاتی دولتی «روستک» (Rostec) با تأیید تحویل این جنگنده‌ها اعلام کرد که تمامی آزمایش‌های زمینی و پروازی مورد نیاز با موفقیت انجام شده و تولید دسته‌های بعدی طبق برنامه پیش می‌رود. در اعلامیهٔ این شرکت آمده است:

    «جنگندهٔ چندمنظورهٔ Su-34 از مدت‌ها پیش به یک افسانه تبدیل شده است. این جنگنده ترکیبی از مانورپذیری بالا، گسترهٔ وسیع سلاح‌ها و توانایی انجام مأموریت در هرگونه شرایط عملیاتی است. در جریان عملیات نظامی ویژه [تجاوز به اوکراین]، بار دیگر ثابت کرده است که بهترین در ردهٔ خود است و همچنان یکی از عناصر کلیدی نیروی هوایی رزمی روسیه باقی مانده است. ما درک می‌کنیم که این هواپیما در نیروهای مسلح از تقاضای بالایی برخوردار است. کارخانه‌های هوایی ما سرعت تولید Su-34 را کاهش نداده و به طور منظم جنگنده جدید را به مشتری تحویل می‌دهند تا توان دفاعی کشور تقویت گردد. تحویل‌های بیشتر تا پیش از پایان سال روان برنامه‌ریزی شده است.»

    یکی از خلبان‌های نیروی هوایی روسیه که در مراسم تحویل حضور داشت، در گفت‌وگویی بر کارایی چندمنظوره و آزمون‌های شدید رزمی این جنگنده تأکید کرد و گفت:

    «این جنگنده به ما امکان می‌دهد مأموریت‌های رزمی را در تمامی دامنه‌های سرعت انجام دهیم. در عملیات نظامی ویژه، بهترین کارایی خود را نشان داده است. ما می‌توانیم از هر دو نوع سلاح هوایی هدایت‌شونده و غیرهدایت‌شونده استفاده کنیم.»

    تولید سالانهٔ Su-34 از آغاز سال ۲۰۲۲ بیش از دو برابر شده و اکنون به حدود ۳۰ فروند در سال رسیده است. تمام جنگنده‌های تولیدشده از سال ۲۰۲۰ به بعد، مطابق با معیارهای پیشرفتهٔ Su-34M ساخته می‌شوند که علاوه بر بهبود قابل ملاحظه در توان تهاجمی، قابلیت‌های هوابه‌هوا و شناسایی آن نیز به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.

    در ماه جولای ۲۰۲۵ فاش شد که سه گونه از سیستم شناسایی چندمنظورهٔ «سیچ» (Sych) بر روی این جنگنده نصب می‌گردد که به آن اجازه می‌دهد همزمان با حفظ توان رزمی، اطلاعات استخباراتی را به‌صورت زنده جمع‌آوری کند.

    انتظار می‌رود شمار ناوگان Su-34 تا میانهٔ دههٔ ۲۰۳۰ از مرز ۳۰۰ فروند بگذرد. با این حال، این جنگنده ممکن است در آینده برای دریافت بودجه با جنگندهٔ نسل پنجم Su-57M1 که تولید آن در حال گسترش است، و همچنین با بمب‌افکن راهبردی جدید PAK-DA که ورودش به خدمت تا پایان دهه پیشبینی می‌شود، رقابت کند. با وجود این، احتمال می‌رود که مجموع ناوگان Su-34 در نهایت از ۴۰۰ فروند نیز فراتر رود.

    تولید Su-34 در حال حاضر با دو هدف جریان دارد: جایگزینی کامل جنگنده‌های قدیمی Su-24M و تجهیز واحدهای تازه‌تشکیل نیروی هوایی. افزون بر این، تأیید شده است که شماری از این جنگنده ها به الجزایر تحویل خواهد شد؛ کشوری که انتظار می‌رود حدود ۴۰ فروند از آن را برای جایگزینی ناوگان Su-24M خود خریداری کند. در کنار آن، قراردادهای صادراتی بیشتری نیز در دست بررسی است و از کوریای شمالی به‌عنوان یکی از مشتریان احتمالی برجسته یاد می‌شود، تا بتواند بمب‌افکن‌های کهنهٔ H-5 خود را کنار بگذارد.

  • معاملهٔ احتمالی جنگنده‌های روسی «سوخو–۳۵» با ایران

    معاملهٔ احتمالی جنگنده‌های روسی «سوخو–۳۵» با ایران

     

    نویسنده: امیر دفتری
    منیع: نیوزویک
    ۶ اکتبر ۲۰۲۵
    —————-

    افشاگری‌های منتسب به شرکت دولتی تسلیحاتی روسیه «روستک» (Rostec) نشان می‌دهد که ایران ممکن است در آستانهٔ امضای توافقی تاریخی با مسکو برای خرید ده‌ها فروند جنگندهٔ پیشرفتهٔ سوخو–۳۵ (Su-35) باشد—معامله‌ای که در صورت تأیید، می‌تواند به یکی از بزرگترین صادرات تسلیحاتی روسیه از زمان تهاجمش به اوکراین بدل شود.

    بر اساس اسنادی که اخیراً به‌صورت آنلاین منتشر شده، تهران قصد دارد ۴۸ فروند جنگندهٔ سوخو–۳۵ خریداری کند. این اقدام در صورت تحقق، نیروی هوایی فرسودهٔ ایران را به‌طور چشمگیری نوسازی کرده و همکاری‌های نظامی میان تهران و مسکو را در زمانی تعمیق خواهد داد که ایران با تشدید تنش‌ها با ایالات متحده و اسرائیل روبه‌رو است و روسیه نیز همچنان در برابر غرب ایستاده است.

    -چرا این موضوع مهم است

    احتمال این معامله در پی جنگ ۱۲ روزهٔ ایران و اسرائیل و حملات هوایی ایالات متحده به تأسیسات هسته‌ای ایران مطرح شده است—رویدادهایی که ضعف نیروی هوایی سالخوردهٔ تهران را آشکار ساخت. خرید جنگنده‌های مدرن سوخو–۳۵ می‌تواند توان بازدارندگی ایران را در برابر حملات آینده و دفاع از مراکز حیاتی کشور به‌طور چشمگیری افزایش دهد.

    در صورت تأیید، این معامله نه‌تنها جایگاه نظامی ایران را در منطقه تقویت خواهد کرد، بلکه نزدیکی بیشتر دو کشور تحت تحریم—ایران و روسیه—را نیز به نمایش می‌گذارد. برای مسکو، چنین قراردادی یک دستاورد صادراتی حیاتی به‌شمار می‌رود، به‌ویژه در زمانی که اقتصاد و صنایع دفاعی آن زیر فشار تحریم‌ها و نیازهای جنگ اوکراین قرار دارد.

    -آنچه باید بدانید

    بر اساس گزارش‌ها، اسناد منسوب به «روستک» در ۲ اکتوبر توسط گروه هکری موسوم به بلک میرر (Black Mirror) افشا شده است. این بسته شامل بیش از ۳۰۰ سند داخلی است که جزئیات قراردادهای صادراتی، قیمت‌گذاری و جدول زمان‌بندی تحویل را در بر دارد.

    تصاویر و برش‌هایی از این اسناد در شبکه‌های اجتماعی «ایکس (X)»، «تلگرام» و محافل تحلیلگر OSINT (اطلاعات منبع باز) دست‌بدست می‌شود. رسانه‌های نظامی از جمله Army Recognition و Defence Security Asia گزارش داده‌اند که در این اسناد، کُد مشتری ۳۶۴ به ایران اشاره دارد، که بیانگر سفارش احتمالی ۴۸ فروند جنگندهٔ چندمنظورهٔ سوخو–۳۵ است.

    بر اساس این اطلاعات، قرارداد شامل بسته‌های پیشرفتهٔ جنگ الکترونیک و اویونیک ساخت شرکت KRET (زیرمجموعهٔ اصلی روستک) است. در یکی از اسناد با عنوان «کُد ۳۶۴» ارزش برنامه ۶۸۶ میلیون دالر ذکر شده و زمان تحویل در چند مرحله طی ۱۶ تا ۴۸ ماه برنامه‌ریزی گردیده است—به این معنی که نخستین دسته ممکن است در سال ۲۰۲۶ تحویل شود و آخرین گروه تا ۲۰۲۸.
    این بسته شامل سیستم ‌های جنگ الکترونیک Khibiny-M برای افزایش توان دفاعی و مقابله‌ای جنگنده‌ها نیز می‌باشد.
    هرچند اصالت اسناد هنوز تأیید نشده، اما نشریهٔ Army Recognition نوشته است که قالب‌بندی و واژه‌گزینی اسناد، با سبک واقعی مدارک «روستک» تطبیق دارد.

    -توانایی‌های جنگندهٔ سوخو–۳۵

    سوخو–۳۵ یک جنگندهٔ دو‌انجنهٔ چندمنظوره با سیستمی رانش برداری (thrust vectoring) است که مانورپذیری فوق‌العاده‌ای دارد. این جنگنده به رادار Irbis-E مجهز است، می‌تواند اهداف متعدد را به‌طور هم‌زمان رهگیری کند و تا ۸ تُن بمب و راکت حمل نماید.
    سوخو–۳۵ برای رقابت با جنگنده‌های مدرن غربی نسل چهار و چهار‌ونیم مانند F-15E Strike Eagle، F/A-18E/F Super Hornet و Eurofighter Typhoon طراحی شده و یکی از ستون‌های اصلی توان هوایی روسیه و صادرات دفاعی آن محسوب می‌شود.

    -روابط ایران و روسیه

    ماه گذشته، ایران یک دسته جنگندهٔ MiG-29 از روسیه دریافت کرد تا توان هوایی خود را تقویت کند. این معاملات همزمان است با امضای پیمان مشارکت راهبردی جامع ایران و روسیه که در اوایل سال روان میان ولادیمیر پوتین و رئیس‌جمهور ایران، مسعود پزشکیان، امضا شد و از ماه جاری میلادی اجرایی گردیده است. این پیمان روابط دوجانبه را در حوزه‌های دفاعی، انرژی و اقتصادی گسترش می‌دهد.

    -نقش الجزایر

    در بخشی دیگر از اسناد افشاشده با عنوان کُد ۰۱۲، نام الجزایر به‌عنوان خریدار احتمالی ذکر شده است. طبق این سند، الجزایر قصد خرید ۱۲ فروند جنگندهٔ پنهان‌کار Su-57E و کیت‌های پشتیبانی Su-34 به ارزش ۴۱۴ میلیون دالر را دارد. در صورت تأیید، الجزایر نخستین کشور آفریقایی خواهد بود که جنگنده‌های نسل پنجم را در اختیار می‌گیرد و توان بازدارندگی خود را در مدیترانهٔ غربی به‌شدت تقویت می‌کند.

    -چالش‌های صادراتی روسیه

    این تحویل‌ها در شرایطی صورت می‌گیرد که صادرات تسلیحات روسیه در سال‌های اخیر کاهش چشمگیری یافته است. طبق گزارش «بنیاد جیمز‌تاون» مستقر در واشنگتن، صادرات تسلیحاتی روسیه میان سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ حدود ۹۲ درصد کاهش یافته و اکنون تنها با شمار محدودی از خریداران فعال مواجه است.
    با تمرکز صنایع نظامی روسیه بر جنگ اوکراین، قراردادهایی مانند همین توافق‌های احتمالی با ایران و الجزایر برای حفظ توان صادراتی مسکو حیاتی به‌شمار می‌رود.

    -گام بعدی چیست؟

    تا کنون هیچ‌یک از دولت‌های ایران یا روسیه معاملهٔ سوخو–۳۵ را رسماً تأیید نکرده‌اند. اما در صورت صحت، این توافق می‌تواند موازنهٔ قدرت هوایی در خاورمیانه را تغییر دهد، توان دفاعی ایران را در برابر ایالات متحده و اسرائیل افزایش بخشد و فصل تازه‌ای را در همکاری راهبردی میان تهران و مسکو رقم بزند.

  • آیا میلیاردرهای فناوری در حال آمادگی برای آخرالزمان هستند؟ آیا همه باید نگران باشیم؟

    آیا میلیاردرهای فناوری در حال آمادگی برای آخرالزمان هستند؟ آیا همه باید نگران باشیم؟

    زوئی کلاینمن

    گفته می‌شود مارک زاکربرگ از سال ۲۰۱۴ کار بر روی مزرعه ۱,۴۰۰ هکتاری خود به نام Koolau Ranch در جزیره کاوآئی هاوایی را آغاز کرده است. بر اساس گزارشی از مجله Wired، قرار است این مجموعه شامل یک پناهگاه با منابع انرژی و غذایی مستقل باشد. نجارها و برق‌کارهایی که در محل کار می‌کنند، تحت قراردادهای عدم افشا، از صحبت در مورد آن منع شده‌اند. یک دیوار شش فوتی نیز پروژه را از دید جاده نزدیک پنهان کرده است.

    بنیانگذار فیس‌بوک سال گذشته در پاسخ به این سوال که آیا در حال ساخت یک پناهگاه آخرالزمانی است، صراحتاً جواب «خیر» داد. او توضیح داد که فضای زیرزمینی به مساحت حدود ۵۰۰۰ فوت مربع، «فقط یک پناهگاه کوچک، شبیه یک زیرزمین است». این تکذیب جلوی گمانه‌زنی‌ها را نگرفته است؛ همینطور در مورد تصمیم او برای خرید ۱۱ ملک در محله کرسنت پارک در پالو آلتو کالیفرنیا، که ظاهراً یک فضای زیرزمینی ۷۰۰۰ فوت مربعی در زیر آن اضافه شده است. اگرچه مجوزهای ساختمانی او به «زیرزمین» اشاره دارند، اما به گفته نیویورک تایمز، برخی از همسایگانش آن را بنگکر (پناهگاه) می‌نامند. یا «غار خفاشی میلیاردر».

    سپس گمانه‌زنی‌هایی درباره دیگر رهبران فناوری وجود دارد، که به نظر می‌رسد مشغول خرید بخش‌هایی از زمین با فضاهای زیرزمینی مناسب برای تبدیل به پناهگاه‌های لوکس چند میلیون پوندی هستند. رید هافمن، یکی از بنیانگذاران لینکدین، در مورد «بیمه آخرالزمانی» صحبت کرده است. او قبلاً ادعا کرده بود که حدود نیمی از افراد فوق ثروتمند چنین چیزی دارند و نیوزیلند یک مقصد محبوب برای خانه‌هایشان است.

    بنابراین، آیا آنها واقعاً در حال آماده شدن برای جنگ، تأثیرات تغییرات آب و هوایی، یا برخی حوادث فاجعه‌بار دیگری هستند که ما از آن خبر نداریم؟

    در چند سال اخیر، پیشرفت هوش مصنوعی (AI) به این لیست از نگرانی‌های بالقوه وجودی افزوده شده است. بسیاری از سرعت سرسام‌آور این پیشرفت عمیقاً نگران هستند. گزارش شده است که ایلیا سوتسکور، دانشمند ارشد و یکی از بنیانگذاران Open AI، یکی از این افراد است.

    تا اواسط سال ۲۰۲۳، این شرکت مستقر در سانفرانسیسکو، ChatGPT—ربات چت که اکنون صدها میلیون نفر در سراسر جهان از آن استفاده می‌کنند—را منتشر کرده بود و با سرعت روی به‌روزرسانی‌ها کار می‌کردند. اما بر اساس کتابی از روزنامه‌نگار کارن هائو، تا تابستان همان سال، سوتسکور به طور فزاینده‌ای متقاعد شده بود که دانشمندان کامپیوتر در آستانه توسعه هوش عمومی مصنوعی (AGI) هستند—نقطه‌ای که ماشین‌ها با هوش انسانی برابری می‌کنند.

    خانم هائو گزارش می‌دهد که سوتسکور در جلسه‌ای به همکاران پیشنهاد کرد که باید قبل از انتشار چنین فناوری قدرتمندی در جهان، یک پناهگاه زیرزمینی برای دانشمندان ارشد شرکت حفر کنند. «قطعاً قبل از انتشار AGI یک پناهگاه خواهیم ساخت،» گفته می‌شود که او این جمله را گفته است، اگرچه مشخص نیست منظور او از «ما» چه کسانی بوده است.

    این نکته بر یک حقیقت عجیب روشن می‌افکند: بسیاری از دانشمندان برجسته کامپیوتر و رهبران فناوری، که برخی از آنها سخت برای توسعه شکلی بسیار هوشمند از هوش مصنوعی تلاش می‌کنند، همچنین به نظر می‌رسد که عمیقاً از کاری که روزی می‌تواند انجام دهد، می‌ترسند.

    پس دقیقاً کِی—اگر اصلاً—AGI از راه خواهد رسید؟ و آیا واقعاً می‌تواند به اندازه‌ای تحول‌آفرین باشد که مردم عادی را بترساند؟

    رسیدن «زودتر از آنچه فکر می‌کنیم»

    رهبران فناوری ادعا کرده‌اند که AGI قریب‌الوقوع است. سم آلتمن، رئیس OpenAI، در دسامبر ۲۰۲۴ گفت که این اتفاق «زودتر از آنچه اکثر مردم در جهان فکر می‌کنند» رخ خواهد داد.

    سر دمیس هاسابیس، یکی از بنیانگذاران DeepMind، پیش‌بینی کرده است که این اتفاق در پنج تا ده سال آینده رخ خواهد داد، در حالی که داریو آمودی، بنیانگذار Anthropic، سال گذشته نوشت که اصطلاح ترجیحی او—«هوش مصنوعی قدرتمند»—ممکن است در اوایل سال ۲۰۲۶ با ما باشد.

    برخی دیگر شکاک هستند. دِیم وندی هال، استاد علوم کامپیوتر در دانشگاه ساوت‌همپتون، می‌گوید: «آنها مدام هدف را تغییر می‌دهند. بستگی دارد با چه کسی صحبت کنید.» ما پشت تلفن هستیم اما تقریباً می‌توانم غلتیدن چشم‌هایش را بشنوم.

    او می‌افزاید: «جامعه علمی می‌گوید فناوری هوش مصنوعی شگفت‌انگیز است، اما اصلاً نزدیک به هوش انسانی نیست.» بابک هدجت، مدیر ارشد فناوری شرکت فناوری Cognizant، موافق است که ابتدا به تعدادی «پیشرفت‌های بنیادی» نیاز است. به علاوه، بعید است که این اتفاق در یک لحظه واحد رخ دهد. بلکه، هوش مصنوعی یک فناوری است که به سرعت در حال پیشرفت است، در یک سفر قرار دارد و شرکت‌های زیادی در سراسر جهان برای توسعه نسخه‌های خود از آن در حال رقابت هستند.

    اما یکی از دلایلی که این ایده برخی را در سیلیکون ولی هیجان‌زده می‌کند این است که تصور می‌شود پیش‌زمینه‌ای برای چیزی حتی پیشرفته‌تر باشد: ASI، یا هوش فوق‌العاده مصنوعی—فناوری‌ای که از هوش انسانی پیشی می‌گیرد.

    به سال ۱۹۵۸ بازمی‌گردیم که مفهوم «تکینگی» پس از مرگ به جان فون نویمان، ریاضیدان مجارستانی‌الاصل، نسبت داده شد. این مفهوم به لحظه‌ای اشاره دارد که هوش کامپیوتری فراتر از درک انسان پیشرفت می‌کند. اخیراً، کتاب Genesis در سال ۲۰۲۴ که توسط اریک اشمیت، کریگ موندی و هنری کیسینجر فقید نوشته شده است، ایده یک فناوری فوق‌العاده قدرتمند را بررسی می‌کند که در تصمیم‌گیری و رهبری آنقدر کارآمد می‌شود که ما در نهایت کنترل کامل را به آن واگذار می‌کنیم. آنها استدلال می‌کنند که این یک مسئله «چه زمانی»، و نه «آیا» رخ خواهد داد، است.

    پول برای همه، بدون نیاز به شغل؟

    طرفداران AGI و ASI تقریباً در مورد مزایای آن مژده‌دهنده هستند. آنها استدلال می‌کنند که این فناوری درمان‌های جدیدی برای بیماری‌های مرگبار پیدا خواهد کرد، تغییرات آب و هوایی را حل می‌کند و منبع بی‌پایانی از انرژی پاک را اختراع خواهد کرد.

    ایلان ماسک حتی ادعا کرده است که هوش مصنوعی فوق‌العاده هوشمند می‌تواند عصر «درآمد بالای جهانی» را آغاز کند. او اخیراً ایده اینکه هوش مصنوعی آنقدر ارزان و گسترده خواهد شد که تقریباً هر کسی «R2-D2 و C-3PO شخصی خود» (با اشاره به درویدهای جنگ ستارگان) را می‌خواهد، تأیید کرد. او با هیجان گفت: «همه بهترین مراقبت‌های پزشکی، غذا، حمل و نقل خانگی و هر چیز دیگری را خواهند داشت. فراوانی پایدار.»

    البته یک جنبه‌ی ترسناک نیز وجود دارد. آیا این فناوری می‌تواند توسط تروریست‌ها ربوده شده و به عنوان یک سلاح بزرگ استفاده شود، یا اگر خودش تصمیم بگیرد که بشریت عامل مشکلات جهان است و ما را نابود کند، چه؟

    تیم برنرز لی، خالق شبکه جهانی وب، در صحبت با بی‌بی‌سی در اوایل این ماه هشدار داد: «اگر از شما باهوش‌تر باشد، باید آن را مهار کنیم.»

    «باید بتوانیم آن را خاموش کنیم.»

    دولت‌ها در حال انجام برخی اقدامات حفاظتی هستند. در ایالات متحده، جایی که بسیاری از شرکت‌های پیشرو هوش مصنوعی مستقر هستند، رئیس جمهور بایدن در سال ۲۰۲۳ یک فرمان اجرایی صادر کرد که برخی از شرکت‌ها را ملزم می‌کرد نتایج آزمایش‌های ایمنی را با دولت فدرال به اشتراک بگذارند—اگرچه رئیس جمهور ترامپ از آن زمان برخی از این فرمان را لغو کرده و آن را «مانعی» برای نوآوری خوانده است.

    در همین حال در بریتانیا، مؤسسه ایمنی هوش مصنوعی—یک نهاد تحقیقاتی با بودجه دولتی—دو سال پیش تأسیس شد تا خطرات ناشی از هوش مصنوعی پیشرفته را بهتر درک کند.

    افراد فوق ثروتمند در حال برنامه‌ریزی برای بیمه‌ی آخرالزمانی خود هستند.مثلن ایلان ماسک زمانی با هیجان گفت: «همه بهترین مراقبت‌های پزشکی، غذا، حمل و نقل خانگی و هر چیز دیگری را خواهند داشت. فراوانی پایدار.» رید هافمن قبلاً گفته بود: «گفتن اینکه “من در نیوزیلند خانه می‌خرم” نوعی چشمک زدن و کنایه است.» احتمالاً همین امر در مورد پناهگاه‌ها نیز صدق می‌کند.

    اما یک نقص مشخصاً انسانی وجود دارد.

    من یک بار با بادیگارد سابق یک میلیاردر که پناهگاه خودش را داشت ملاقات کردم، و او به من گفت که اولویت اول تیم امنیتی او، اگر واقعاً این اتفاق بیفتد، از بین بردن رئیس مذکور و ورود خودشان به پناهگاه خواهد بود. و او شوخی نمی‌کرد.

    آیا همه اینها مزخرفات هشداردهنده است؟

    نیل لارنس، استاد یادگیری ماشین در دانشگاه کمبریج، است. برای او، کل این بحث به خودی خود مزخرف است. او استدلال می‌کند: «مفهوم هوش عمومی مصنوعی به همان اندازه مضحک است که مفهوم “خودروی عمومی مصنوعی”». به گمان وی «وسیله‌ی نقلیه مناسب به بافت بستگی دارد. من از ایرباس A350 برای پرواز به کنیا استفاده کردم، هر روز از ماشین برای رسیدن به دانشگاه استفاده می‌کنم، پیاده به کافه تریا می‌روم… هیچ وسیله نقلیه‌ای وجود ندارد که بتواند همه این کارها را انجام دهد.» برای او، صحبت در مورد AGI یک حواس‌پرتی است: «فناوری‌ای که [از قبل] ساخته‌ایم، برای اولین بار به افراد عادی اجازه می‌دهد مستقیماً با یک ماشین صحبت کنند و احتمالاً کاری را که قصد دارند انجام دهد. این کاملاً خارق‌العاده… و کاملاً تحول‌آفرین است.»

    «نگرانی بزرگ این است که ما آنقدر جذب روایت‌های فناوری‌های بزرگ در مورد AGI شده‌ایم که راه‌هایی را که باید برای مردم بهتر کنیم، از دست می‌دهیم.»

    ابزارهای هوش مصنوعی فعلی بر روی کوهی از داده‌ها آموزش دیده‌اند و در تشخیص الگوها خوب هستند: خواه نشانه‌های تومور در اسکن باشد یا محتمل‌ترین کلمه‌ای که بعد از کلمه‌ای دیگر در یک توالی خاص می‌آید. اما آنها «احساس» نمی‌کنند، هر چقدر هم که پاسخ‌هایشان قانع‌کننده به نظر برسد.

    آقای هدجت می‌گوید: «برخی روش‌های “تقلب‌آمیز” برای اینکه یک مدل زبان بزرگ (LLM) (پایه و اساس ربات‌های چت هوش مصنوعی) طوری رفتار کند که انگار حافظه دارد و یاد می‌گیرد، وجود دارد، اما اینها رضایت‌بخش نیستند و کاملاً پایین‌تر از انسان هستند.»

    وینس لینچ، مدیرعامل IV.AI مستقر در کالیفرنیا، نیز نسبت به اعلامیه‌های اغراق‌آمیز درباره AGI محتاط است. او می‌گوید: «این بازاریابی عالی است. اگر شرکتی باشید که در حال ساخت باهوش‌ترین چیزی است که تاکنون وجود داشته، مردم می‌خواهند به شما پول بدهند.» او می‌افزاید: «این چیزی نیست که در دو سال آینده اتفاق بیفتد. به محاسبات بسیار زیاد، خلاقیت انسانی بسیار زیاد، آزمون و خطای بسیار زیاد نیاز دارد.»

    در پاسخ به این سوال که آیا او معتقد است AGI هرگز محقق خواهد شد، یک مکث طولانی می‌کند. «واقعاً نمی‌دانم.»

    هوش بدون خودآگاهی

    از برخی جهات، هوش مصنوعی از قبل برتری‌هایی نسبت به مغز انسان به دست آورده است. یک ابزار هوش مصنوعی مولد می‌تواند یک دقیقه متخصص تاریخ قرون وسطی باشد و دقیقه بعد معادلات پیچیده ریاضی را حل کند. برخی شرکت‌های فناوری می‌گویند همیشه نمی‌دانند چرا محصولاتشان به روشی که انجام می‌دهند، پاسخ می‌دهند. متا می‌گوید نشانه‌هایی از بهبود خودکار سیستم‌های هوش مصنوعی خود را مشاهده کرده است.

    با این حال، در نهایت، هر چقدر هم که ماشین‌ها هوشمند شوند، از نظر بیولوژیکی، مغز انسان همچنان برنده است. حدود ۸۶ میلیارد نورون و ۶۰۰ تریلیون سیناپس دارد که بسیار بیشتر از معادل‌های مصنوعی است.

    محققان در حال مطالعه مغز هستند تا خودآگاهی را بهتر درک کنند.

    مغز نیز نیازی به مکث بین تعاملات ندارد و دائماً با اطلاعات جدید سازگار می‌شود. آقای هدجت می‌گوید: «اگر به یک انسان بگویید که در یک سیاره خارج از منظومه شمسی حیات پیدا شده است، بلافاصله آن را یاد می‌گیرد و درک جهانی او را تحت تأثیر قرار خواهد داد. برای یک LLM، آنها فقط تا زمانی آن را خواهند دانست که شما همچنان آن را به عنوان یک واقعیت برایشان تکرار کنید.»

    «LLMها همچنین فراشناخت ندارند، به این معنی که دقیقاً نمی‌دانند چه چیزی را می‌دانند. به نظر می‌رسد انسان‌ها ظرفیت درون‌نگری دارند، که گاهی اوقات به آن خودآگاهی گفته می‌شود، که به آنها اجازه می‌دهد بدانند چه چیزی را می‌دانند.»

    این یک بخش بنیادی از هوش انسانی است—و چیزی است که هنوز در آزمایشگاه تکرار نشده است.


    منبع: BBC InDepth

    زوئی کلاینمن، دبیر بخش فناوری بی‌بی‌سی است

  • توماس فریدمن: طرح ترامپ افق سیاسی برای تعیین سرنوشت و جدایی سیاسی از اسرائیل را برای فلسطینیان فراهم می‌کند.

    توماس فریدمن: طرح ترامپ افق سیاسی برای تعیین سرنوشت و جدایی سیاسی از اسرائیل را برای فلسطینیان فراهم می‌کند.

    در مقاله‌ای در روزنامه‌ی نیویورک تایمز، توماس فریدمن، نویسنده و تحلیلگر آمریکایی حامی اسرائیل، یک دیدگاه همزمان خوشبینانه و محتاطانه نسبت به تلاش‌های تحت رهبری رئیس‌جمهور دونالد ترامپ برای توقف جنگ در غزه ارائه کرده است.

    طرح ترامپ شروع کار است

    فریدمن معتقد است که موفقیت فاز اول طرح ترامپ، که شامل آتش‌بس و تبادل اسرا و بازداشت‌شدگان است، شایسته‌ی تمجید جهانی است. این امر سه دلیل عمده دارد که ممکن است بر آینده خاورمیانه و ایالات متحده تأثیر بگذارد:

    1. تلاش دیپلماتیک فوق‌العاده: از نظر نویسنده، رسیدن به این نقطه نیازمند تلاش دیپلماتیک خارق‌العاده‌ای در منطقه‌ای بسیار پیچیده بود. ترامپ و تیمش باید همزمان اعتماد چندین طرف یعنی اسرائیل، جنبش مقاومت اسلامی (حماس)، قطر، ترکیه، عربستان سعودی، مصر، امارات و تشکیلات خودگردان فلسطین را جلب می‌کردند.
    2. آغاز یک طرح چندمرحله‌ای: دلیل دوم – به گفته‌ی فریدمن – این است که این گام تنها آغاز یک طرح صلح چندمرحله‌ای است که اجرای واقعی آن بسیار دشوارتر خواهد بود. نویسنده توضیح می‌دهد که دولت ترامپ ملزم به نظارت بر خلع سلاح حماس، تشکیل یک نیروی امنیتی چندملیتی برای پر کردن خلأ ناشی از خروج اسرائیل، بازسازی کامل غزه ویران شده، و تأسیس یک دولت انتقالی برای اداره‌ی این باریکه است.

    او بر این باور است که موفقیت کامل این طرح نیازمند مشارکت دائمی ترامپ در طول دوره‌ی ریاست جمهوری‌اش است و به رئیس‌جمهور آمریکا هشدار می‌دهد که در این مورد که “جنگ در غزه را پایان داده و صلح ابدی برقرار کرده” اغراق نکند، زیرا این ممکن است نشان‌دهنده‌ی سوءبرآورد از حجم چالش‌های پیش رو باشد.

    با این حال، نویسنده بار دیگر تأکید می‌کند که موفقیت این پروژه تا انتها می‌تواند بار دیگر دریچه‌ای به روی راه‌حل دو دولتی باز کند، آن‌هم در چارچوب فرمولی جدید که نظارت فلسطینی، عربی و بین‌المللی را برای آینده غزه در بر می‌گیرد و شاید بعداً به کرانه باختری نیز گسترش یابد.

    • امید به صلح در آمریکا: دلیل سوم که باعث می‌شود فریدمن آرزو کند اعتبار مهندسی این طرح صلح به ترامپ نسبت داده شود، – به گفته‌ی او – ربطی به خاورمیانه ندارد، بلکه ناشی از امیدی “شاید واهی” است که این موفقیت او را برای ایجاد صلح در آمریکا نیز الهام بخشد.

    تحلیل سبک مذاکره ترامپ و انتقاد از او

    نویسنده معتقد است که طرح ترامپ نمونه‌ی جدیدی برای حل مناقشه است، مبتنی بر این واقعیت که اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها پس از فروپاشی اعتماد دیگر توانایی دستیابی به صلح به تنهایی را از دست داده‌اند و دستیابی به ثبات نیازمند تضمین‌های دائمی از سوی ایالات متحده و کشورهای عربی است.

    فریدمن سبک غیرسنتیِ ترامپ در مذاکره را تحلیل می‌کند که بر عمل‌گرایی صرف و بی‌تفاوتی نسبت به ارزش‌های اخلاقی استوار است. از نظر او، ترامپ به طبقه‌بندی رژیم‌ها یا پاسخگویی آنها در قبال سوابق حقوقی‌شان اهمیتی نمی‌دهد، بلکه تنها بر نتایج تمرکز می‌کند.

    از نظر نتایج، فریدمن می‌بیند که هم حماس و هم بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل که در دادگاه کیفری بین‌المللی به اتهام ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت تحت تعقیب است، این توافق را به عنوان دستاوردی برای خود مطرح خواهند کرد، اگرچه هیچ‌کدام به آنچه می‌خواستند نرسیده‌اند.

    نتانیاهو بازنده شد

    از نظر این نویسنده‌ی آمریکایی، نتانیاهو پس از تکیه کامل به ترامپ و از دست دادن تمام متحدان دیگرش، شرط‌بندی خود را باخت.  هنگامی که ترامپ – تحت فشار عرب‌ها و اروپایی‌ها – طرح خود را به سمت مسیر صلح واقعی هدایت کرد که مانع از الحاق غزه یا کرانه باختری می‌شود، نتانیاهو دیگر هیچ اهرم فشاری نداشت.

    نویسنده به گیدئون گِرنستاین، کارشناس اسرائیلی استناد می‌کند که طرح 20 ماده‌ای ترامپ را “فرصتی محوری برای احیای اصول اساسی که دیپلماسی از زمان توافقنامه کمپ دیوید بر آن بنا شده است” توصیف کرد. به گفته‌ی او، این طرح بر عدم مشروعیت الحاق یکجانبه مجدداً تأکید کرده و افق سیاسی برای تعیین سرنوشت و جدایی سیاسی از اسرائیل را برای فلسطینیان فراهم می‌کند.


    تمجید از سبک ترامپ و هشدار نهایی

    اگرچه نویسنده در مقالات قبلی خود معمولاً انتقادات تندی به رئیس‌جمهور آمریکا وارد می‌کرد، این بار با توصیف شیوه‌ی مذاکره‌ی وی به “منحصر به فرد”، ستود.

    فریدمن از این هم فراتر می‌رود و اگر “تمام مراحل طرح در بازسازی راهی به سوی صلح فلسطینی-اسرائیلی موفق شود“ ترامپ را شایسته‌ی دریافت جایزه صلح نوبل می‌داند. (مقاله قبل از اعلام ماریا کورینا ماچادو از ونزوئلا به عنوان برنده‌ی جایزه صلح نوبل نوشته شده است).

    در سطح داخلی، فریدمن امیدوار است که تجربه‌ی ترامپ در غزه، الهام‌بخش تغییر رفتار سیاسی او در داخل ایالات متحده شود و از او می‌خواهد که همانطور که در خاورمیانه به دنبال صلح است، در آمریکا نیز صلح ایجاد کند.

    نویسنده از تمایل ترامپ به ایجاد تفرقه و تحریک علیه مخالفانش انتقاد می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که رهبران حزب دموکرات را به یک جلسه مصالحه در استراحتگاه کمپ دیوید برای امضای “پیمان صلح آمریکایی-آمریکایی“ دعوت کند، با این تأکید که موفقیت‌اش در این امر، او را محبوب‌تر و محترم‌تر خواهد ساخت.

    توماس فریدمن خطاب به رئیس‌جمهور می‌گوید” “اما اگر به ایفای نقش متحدکننده در خاورمیانه و تفرقه‌افکن در آمریکا ادامه دهی، طرح غزه به حاشیه‌ای در یک کارنامه‌ی شکست‌خورده‌ی ریاست جمهوری تبدیل خواهد شد.”

  • مرز ایران و توران در وسط تهران

    مرز ایران و توران در وسط تهران

    ۱. ارسطو از چند نوع حکومت یاد می‌‌کند که یک نوع آن سلطنت ستمگر تحت عنوان تیرانی است. حمید عنایت، به عنوان فلسفه‌دان برجسته‌ای که باید بار عاطفی و معنایی کلمات را عمیقا وجدان می‌کرد، برای همین کلمه از معادل “تورانی” استفاده می‌کند. همین قدر نژادپرستانه.

    ۲. در بحبوحه‌ی جنگ دوازده روزه دو نفر از منسوبان فلسفه از بازگشت به خویش گفتند. کجا؟ در برنامه‌ی تلویزیونی “جریان”. کدام رسانه؟ در رسانه‌ی خودخوانده‌ی ملی. چه نوع بازگشتی؟ بازگشت به حافظِ شیرازی بر محوریت زبان فارسی. همین قدر ابلهانه.

    ۳. یک کارشناس محیط زیست که شیفته‌ی سلطنت، جنگ و شوونیسم است، به فکر فریب ما به گونه‌ی بچگانه‌ افتاده بود. وی در روز زبان مادری با لودگی چیزی نوشته بود در این مایه‌ها: «دعوای زبان مادری و پدری و غیرذلک را فعلا کنار بگذاریم و اول بر خصم پیروز شویم.» یعنی حتا در حضیض بی‌قدرتی نیز کلمه‌ای از حقوق انسانیِ شهروندان در زبان این آدم‌ها نمی‌چرخد. حال می‌خواهند باور کنیم که در اوج قدرتشان حقوق دیگران را دودستی تقدیمشان خواهند کرد. همین قدر شیادانه.

    ۳. حکومت پس از یک عمر ستیزِ ظاهری با ناسیونالیسم تبارگرا، چندی است فیلش یاد هندوستان کرده است. تلویزیون چپ‌وراست سرودهای ناسیونالیستی ساز می‌کند؛ رادیو پر شده از برنامه‌ی شاهنامه‌خوانی، پخش نمایشنامه‌های مُندرسِ باستان‌گرایانه، و قرائت متن‌های سانتیمانتال در باب شجاعت‌های خیالیِ یک قوم خاص. (در اغلب اینها نوعی بدگویی از سلسله‌های ترک با چاشنی گنده‌گویی‌های نژادپرستانه‌ فراموش نمی‌شود.) از آن سو مسئولان میدانی بیلبوردها، اتوبوس‌های شهری و ایستگاه‌های مترو را با تصاویر افسانه‌های باستانی بزک کرده و مجسمه‌ی آرشِ کمان‌به‌دست را در میدان ونک علم می‌کنند. که چه بشود؟ که در گیرودارِ جنگ با اسرائیل، جناب آرش تیری در چله بگذارد و مرز ایران و توران در تهران را تعیین کند.* همین قدر تجزیه‌طلبانه.

    ۴. پیشتر گفته بودم که ناسیونالیزه کردن فضای کشور، آنهم با تکیه‌ی افراطی بر اسطوره‌های یک قوم خاص، نه تنها کمکی به انسجام ملی نمی‌کند، بلکه موجب از هم‌گسیختگی بیشتر خواهد شد. دلیل روشن است. آنچه موجباتِ هم‌گرایی ترکان و دیگر اقوام در قلمرو ممالک محروسه را فراهم آورده عامل مذهبی بوده است و نه قومی. نمی‌توان نقطه‌ی ثقل گفتمانِ حکمرانی‌ را تغییر داد و در عین حال ساختار موجودِ قدرت را حفظ کرد.

    البته دیگر کار از کار اقتدارگرایانِ تمرکزگرا گذشته است. در وضعیتی که سویه‌ی وحدت‌بخش مذهب از رهگذر سیاست‌های غلط و رفتارهای خشن حکومت کم‌أثر شده، باید به دال بزرگ دموکراسی پناه برد. چیزی که نه اقتدارطلبان در قدرت می‌پذیرند و نه اقتدارطلبان برقدرت. اقتدارطلبان درقدرت حفظ قدرت را تنها در وضعیت غیررقابتی و با ارجاع به منشأ آسمانی‌اش ممکن می‌دانند. و از نظر مخالفان، به ویژه سلطنت‌طلبان، موجودیت ایرانِ فعلی مرهون مرکزگرایی مستبدانه و دیکتاتوری وابسته بوده است.

    با همه‌ی این احوال مملکت در بزنگاهی قرار گرفته که راهی جز دموکراتیزه‌شدن ندارد. و گرنه برای ملیت‌های مختلف به عنوان بزرگترین محذوفان صحنه‌ی سیاست در یکصد سال گذشته، هیچ گفتمانی جز پلورالیسم سیاسی وجاهتی ندارد؛ گفتمانی مبتنی بر آزادی‌های فردی، عدالت اجتماعی و حق تعیین سرنوشت. و اصرار بر تحمیل گفتمانِ سانترالیستیِ تبارگرایانه بر سپهر سیاست، نتیجه‌ای جز یوگسلاویایی‌شدن نخواهد داشت.

    • یک پی‌نوشت غیرجدی:
      با عنایت به منسوخ‌شدن دوره‌ی توهمات اوسطوره‌‌ای، تیری که از چله‌ی کمان این آدم رها شود، سیصد متر بیشتر برد نخواهد داشت. و در بهترین حالت اتوبان همت مرز توران خواهد بود که با توزیع فعلی جمعیتِ تهران تا حدودی تطابق دارد. بر این بفزایید جمعیت عظیم بازاریان تُرک تهران را که ناجوانمردانه به نیاوران، تجریش، ولنجک، قیطریه، کامرانیه و الهیه نفوذ کرده‌اند!
داغ