نویسنده: Anlamedia

  • جاده‌ای به سوی صلح یا رقابت؟ سیونیک، میدان بازی آمریکا، روسیه، ایران و اروپا

    جاده‌ای به سوی صلح یا رقابت؟ سیونیک، میدان بازی آمریکا، روسیه، ایران و اروپا

    در سال‌های اخیر، منطقه سیونیک در جنوب ارمنستان به نقطه‌ای تازه برای تنش میان ایروان و باکو تبدیل شده است و به گذرگاهی برای فرار ارمنیان قره‌باغ.

    اکنون رهبران دو کشور مدعی‌اند که صلح میانشان برقرار شده و سیونیک قرار است میزبان «مسیر ترامپ» باشد؛ بخشی از مسیر تجاری که منافع ایالات متحده، روسیه و اتحادیه اروپا در آن به هم می‌رسد.

    ماروت وانیان، روزنامه‌نگار، شانه بالا می‌اندازد و می‌گوید: «ما دقیقاً در همان مسیر ترامپ هستیم؛ مسیری که به نام‌هایی چون چهارراه جهان، جاده ابریشم، دالان زنگزور و دروازه سیونیک هم شناخته می‌شود. دست‌کم ظاهر امر چنین نشان می‌دهد.»

    در اطراف، ویرانه‌های راه‌آهن شوروی در مرز ارمنستان و ایران دیده می‌شود. ساخت این خط‌ آهن در دوران امپراتوری روسیه آغاز شد و بعدها بخشی از خط‌ آهن باکو-ایروان شد. امروز تنها چند متر ریل و چند واگن زنگ‌زده از آن باقی مانده است.

    در مقابل ایستگاه متروکه‌ای با پنجره‌های شکسته، پایه نیم‌تنه استپان شاهومیان، کمیسر ویژه قفقاز و رهبر کمون باکو قرار گرفته است. تکه‌های سر مجسمه کمیسر در نزدیکی آن بر زمین افتاده است. یک تندیس زنانه، دهقان یا کارگر وضعیت بهتری دارد و تنها بازویش شکسته است.

    ماروت وانیان با نگاهی دقیق و لحنی کنایه‌آمیز می‌گوید: «هنوز نشانی از آمریکا در این مسیر دیده نمی‌شود.»

    او در چهل‌ودو سالگی، افزون بر ظاهر اندیشمندانه‌اش، اندام لاغر، با عینک و نگاه متفکر به شوخ‌طبعی بی‌پایانش نیز شناخته می‌شود. خودش می‌گوید: «چرا ارمنی‌ها از آسپیرین خوششان نمی‌آید؟ چون درد را از بین می‌برد!»

    راه‌آهنی که از جنوب ارمنستان می‌گذشت، در آغاز جنگ قره‌باغ در اوایل دهه ۱۹۹۰ نابود شد. سی سال بعد، زمانی که جمهوری آذربایجان بار دیگر کنترل این منطقه مورد مناقشه را به دست آورد، صلح همچنان برقرار نشده است.

    الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان خواستار احداث دالانی از مسیر سیونیک شد؛ منطقه‌ای که با نام زنگزور نیز شناخته می‌شود و از همین‌رو، نام اولیه این پروژه «دالان زنگزور» بود. هدف از این طرح، اتصال جمهوری آذربایجان به منطقه جداافتاده نخجوان عنوان شد.

    نیکول پاشینیان، نخست‌وزیر ارمنستان، بر اعمال کنترل مرزی و گمرکی برای کالاهایی که از ارمنستان عبور می‌کنند پافشاری می‌کرد، اما باکو خواهان گذرگاهی بدون هیچ‌گونه کنترل بود. درگیری‌هایی در مرز رخ داد و بسیاری در ارمنستان انتظار داشتند که جنگی در سیونیک شعله‌ور شود.

    برای ماروت، این به معنای آن بود که با فرار از قره‌باغ به ارمنستان در سپتامبر سال ۲۰۲۳، از یک جنگ به منطقه‌ای پناه برده که ممکن بود میدان جنگ بعدی باشد. سپس، پیروزمندان و شکست‌خوردگان جایشان را عوض کردند. اگر در دهه ۱۹۹۰ تمام جمعیت آذربایجانی از قره‌باغ گریختند تا از پیشروی نیروهای ارمنی در امان بمانند، این‌بار عملیات نظامی آذربایجان به خروج کامل ارمنیان قره‌باغ انجامید.

    در سال ۲۰۲۳، نخستین توقفگاه مردم قره‌باغ، استان جنوبی سیونیک بود، اما ماروت بلافاصله در آن‌جا ساکن نشد. بستگانش در ایروان اقامت گزیدند، جایی که یافتن کار آسان‌تر بود، در حالی‌که او به عنوان پناهجو، طی دو سال، شش بار محل اقامتش را عوض کرد و نهایتا به سیونیک بازگشت.

    زندگی در این‌جا ارزان‌تر است، آداب و رسوم شبیه‌تر به قره‌باغ‌اند، و مردم محلی تقریبا به همان لهجه ارمنی قره‌باغ صحبت می‌کنند.

    از آن زمان تاکنون، این منطقه دگرگون شده است. شهر باستانی گوریس زمانی توقفگاهی مهم در مسیر قره‌باغ کوهستانی بود، اما اکنون جاده‌ای که زمانی پر رفت ‌و آمد بود به سیم خاردار ختم می‌شود.

    هتل بزرگی در این مسیر قرار دارد و زمانی رئیس‌جمهور ارمنستان، روزنامه‌نگاران روسی و غربی در آن اقامت داشتند، اکنون خالی است. نه در لابی و نه در پله‌ها نوری به چشم نمی‌خورد.

    ماروت یکی از معدود ساکنان این مکان است. او توانسته اتاقی ساده را با تخفیف زیاد اجاره کند. هیچ سیستم گرمایشی‌ در آن‌جا نیست، و برای تنها یک مهمان نیز روشن نمی‌شود. می‌توان بخاری برقی را با پرداخت مبلغ اضافه‌ای قرض گرفت.

    اکنون آینده سیونیک با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، گره خورده است، کسی که ناگهان مناقشه دالان موسوم به زنگزور را حل ‌و فصل کرد. در ماه اوت، میزبان رهبران ارمنستان و جمهوری آذربایجان در کاخ سفید شد و آنان به توافقی دست یافتند.

    مدیریت این مسیر برای مدت حداکثر ۹۹ سال به شرکتی آمریکایی واگذار خواهد شد، و مسیر مزبور به نام «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی» خوانده خواهد شد. افزون بر راه‌آهن، این توافق‌نامه شامل ساخت خط لوله گاز، خط لوله نفت، و کابل فیبر نوری نیز هست.

    اکنون علی‌اف و پاشینیان هر دو می‌گویند که میان دو کشور صلح برقرار شده و دیگر جنگی در کار نخواهد بود. ترامپ نیز به‌طور منظم پایان درگیری را گزارش می‌کند. حتی اگر گاه ارمنستان را با آلبانی و جمهوری آذربایجان را با کامبوج اشتباه بگیرد.

    در واقع، هنوز معاهده صلحی به امضا نرسیده و بعید است که پیش از نیمه سال ۲۰۲۶ امضا شود. اینکه «مسیر ترامپ» دقیقا چگونه خواهد بود نیز هنوز روشن نیست. مشخص نیست که آیا علی‌اف از پافشاری بر درخواست مسیر بدون نظارت طرف ارمنی دست خواهد کشید یا نه. این خواسته، عملا تنها خواسته‌ای ا‌ست که پاشینیان حاضر به پذیرش آن نیست.

    اما دخالت ترامپ می‌تواند نه تنها روابط دوجانبه، بلکه وضعیت ژئوپولیتیکی در فضای پساشوروی را که پیشتر تحت سلطه روسیه بود، به‌شدت تغییر دهد.

    به گفته معاون وزیر امور خارجه آمریکا، قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی، در بلندمدت برای واشنگتن اهمیت دارند. در سپتامبر، یک مقام بلندپایه وزارت خارجه آمریکا به ایروان سفر کرد و اعلام کرد که ایالات متحده ۱۴۵ میلیون دلار برای آغاز پروژه اختصاص خواهد داد.

    در حالی که توافق آتش‌بس میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان پس از جنگ سال ۲۰۲۰ شخصا توسط ولادیمیر پوتین (به گفته خودش) و به زبان روسی تنظیم شده بود، متن معاهده صلح جدید که هنوز قرار است به امضا برسد، در واشنگتن مورد تأیید قرار گرفته و به زبان انگلیسی تنظیم شده است.

    مسکو خواهان ایفای نقش محوری در گشایش این جاده بود، که اکنون به نام رئیس‌جمهور آمریکا خوانده می‌شود و روسیه دیگر در آن نقشی ندارد. کرملین می‌خواست که این جاده توسط نیروهای مرزبانی سرویس فدرال امنیتی روسیه حفاظت شود، اما جمهوری آذربایجان و ارمنستان این گزینه را رد کرده‌اند.

    روس‌ها هنوز در مرز ارمنستان و ایران مستقر هستند. دقیقا همان‌جایی که قرار است «جاده ترامپ» از آن عبور کند. ما خود این موضوع را دیدیم، وقتی که یک خودروی «یواز پاتریوت» با نوشته «خدمات مرزی سرویس فدرال روسیه» درست مقابل ما توقف کرد.

    مرد جوانی که وصله‌ای با تصویر خرس و پرچم سه‌رنگ روسیه بر لباسش داشت، از خودرو بیرون پرید. تنها دغدغه‌اش یک چیز بود: چه کسی پهپاد را به پرواز درآورده بود؟ البته ما که نبودیم.

    چند نفر داخل کلیسا در حال دعا
    توضیح تصویر،در سیونیک، مردم دعا می‌کنند که جنگ جدیدی در نگیرد

    مسکو واکنشی قابل پیش‌بینی و عصبی به افزایش فعالیت آمریکا در قفقاز جنوبی نشان می‌دهد.

    گریگوری کاراسین، رئیس کمیته روابط بین‌الملل شورای فدراسیون نوشت: «غرب به‌طور نظام‌مند به احاطه روسیه در امتداد مرزهایمان با خصومت کشورهای همسایه ما (جمهوری‌های سابق شوروی که زمانی برادر بودند) ادامه می‌دهد. […] همسایگان قفقازی ما آذربایجان و ارمنستان، در حال چرخش‌های تازه‌ای هستند.»

    اما کارشناسان در باکو و ایروان، علت این «خصومت» را نه توطئه غرب، بلکه سیاست‌های خشن روسیه در منطقه و جنگ این کشور در اوکراین می‌دانند.

    بزرگ‌ترین مالیات‌دهنده ارمنستان نیز در سیونیک واقع شده است و مالکیت آن در دست روس‌هاست. مجتمع مس و مولیبدن زنگزور، معدن عظیمی روباز در دل کوهستان است.

    با وجود اعلام پایبندی به روند پیوستن به اتحادیه اروپا، دولت نیکول پاشینیان در سال ۲۰۲۲ با واگذاری این دارایی‌ها به شرکت‌هایی که با یک میلیاردر روس تحت تحریم‌های آمریکا و بریتانیا ارتباط داشتند، موافقت کرد.

    اما نفوذ ایران حتی از نفوذ روسیه هم مشهودتر است. سیونیک برای جمهوری اسلامی ایران، مرکز بازرگانی کلیدی‌ به شمار می‌رود. کامیون‌های دارای پلاک ایرانی در جاده‌ها رفت‌ و آمد می‌کنند و در کاپان، مرکز این منطقه، تاجران ایرانی با جلیقه‌های پشمی، تلفنی مشغول معامله هستند.

    مرز میان دو کشور در امتداد رود ارس است و قرار است «جاده ترامپ» هم از همین مسیر عبور کند.

    بلافاصله پس از دیدار در واشنگتن، مشاور رهبرایران اعلام کرد که ایران اجازه اجرای پروژه جاده ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی را نخواهد داد و تهدید کرد این گذرگاه نه به دالانی در مالکیت ترامپ، بلکه به گورستانی برای مزدوران ترامپ تبدیل خواهد شد. مقامات رسمی در ایران واکنشی محتاطانه‌تر نشان دادند.

    هم ارمنستان و هم جمهوری آذربایجان در تلاشند تهران را متقاعد کنند که این پروژه تهدیدی برای منافعش نیست. در حالی که این دو کشور از مسکو فاصله می‌گیرند، هر دو خواهان حفظ روابط خوب با همسایه جنوبی خود هستند.

    نمایی از ساختمان‌های شهر و یک مدل از برج ایفیل در محوطه مقابل عمارت‌ها
    توضیح تصویر،گوریس پس از خروج ارامنه از قره‌باغ، اهمیتش را از دست داد

    در حالی که مذاکرات بر سر «جاده ترامپ» به‌تازگی آغاز شده، شرکت‌های ایرانی هم‌اکنون مشغول ساخت پل‌هایی تازه بر رود ارس به سمت هر دو کشور ارمنستان و جمهوری آذربایجان هستند. یکی از این پل‌ها در واقع از روی جاده‌ای عبور می‌کند که قرار است به نام رئیس‌جمهور آمریکا نام‌گذاری شود.

    با توجه به مشارکت اخیر آمریکا در جنگ اسرائیل علیه ایران، بعید است که شرکت‌های آمریکایی و ایرانی بتوانند به‌طور مسالمت‌آمیز در منطقه سیونیک ارمنستان فعالیت کنند. ایران همچنین گاز طبیعی به ارمنستان صادر می‌کند که به برق تبدیل شده و مجددا به ایران صادر می‌شود.

    بازیگر دیگری نیز در منطقه وجود دارد: اتحادیه اروپا. این اتحادیه مسیر آینده را بخشی از «دالان میانی» می‌داند که اروپا را به آسیای مرکزی و چین متصل می‌کند و از روسیه عبور نمی‌کند.

    هیئتی از ناظران اتحادیه اروپا در سیونیک مستقر شده و بر آتش‌بس در مرز ارمنستان و جمهوری آذربایجان نظارت می‌کند.

    کنسولگری فرانسه نیز به‌تازگی در این منطقه افتتاح شده و ضمن حمایت از برنامه‌های اجتماعی برای پناهجویان قره‌باغ، حتی با وجود مواضع رسمی متضاد دو کشور در عرصه‌های بین‌المللی (فرانسه عضو ناتو و ارمنستان عضو پیمان امنیتی تحت رهبری روسیه)، اقدام به فروش سلاح به ارمنستان کرده است.

    ماروت وانیان با لبخند می‌گوید: «مقامات ارمنی می‌گویند همه چیز خوب خواهد شد، میلیاردها سرمایه‌گذاری خواهد شد، جاده‌ها باز خواهد شد، با ایران، آمریکا، اروپا، ترکیه، جمهوری آذربایجان تجارت خواهیم کرد. همه‌چیز عالی خواهد شد.» اما او عجله‌ای برای باور این وعده‌ها ندارد.

    ساکنان سیونیک طی پنج سال گذشته در هراس از وقوع جنگی تازه زندگی کرده‌اند. آن‌ها هر روز سخنان کارشناسان ارمنی در یوتیوب را دنبال می‌کنند. بسیاری از این کارشناسان معتقدند که جمهوری آذربایجان دوباره به ارمنستان حمله خواهد کرد، استنادشان به مصاحبه‌ای از سال ۲۰۲۱ با الهام علی‌اف است که در آن تهدید کرده بود دالان را با زور خواهد گشود.

    در حالی که مفسران مخالف، جنگ قریب‌الوقوع را پیش‌بینی می‌کنند، مفسران طرفدار دولت، برعکس، وعده صلح و باز شدن مرزها را می‌دهند. آن‌ها از حاکمان پیشین ارمنستان انتقاد می‌کنند که گویی منافع قره‌باغ را بر منافع خود کشور ارمنستان مقدم می‌دانستند.

    ماروت آهی می‌کشد و می‌گوید: «الان همه‌ چیز آرام است. ولی نمی‌دانیم فردا چه خواهد شد.»

    اما حتی منتقدان دولت ارمنستان نیز نمی‌توانند انکار کنند که پس از دیدار در واشنگتن، روستاهای مرزی حتی یک بار هم گلوله‌باران نشده‌اند.

    گمانه‌زنی‌های مداوم درباره درگیری تازه، زندگی را فلج کرده است. به‌ویژه برای کسانی که به‌تازگی از جنگ گریخته‌اند.

    ماروت می‌گوید که از زمان ترک قره‌باغ، نتوانسته به آینده فکر کند یا برای زندگی‌اش برنامه‌ریزی کند: «مثل روبات زندگی کردن است. زندگی کردن برای زنده بودن. دو سال گذشته است، اما هنوز هم درک آنچه بر سرمان آمده دشوار است. فکر می‌کردم فقط من این‌گونه‌ام. ولی وقتی با دوستان قره‌باغی‌ام صحبت می‌کنم، همه می‌گویند: ما هم همین طور هستیم.»

    همه ارامنه قره‌باغ رویای بازگشت به خانه را در سر دارند. جمهوری آذربایجان می‌گوید آن‌ها را می‌پذیرد اما تنها در صورتی که تابعیت آذربایجانی را قبول کنند. اما آن‌ها آمادگی این کار را ندارند. برخی از پناهندگان هنوز امیدوار به انتقام‌اند که روسیه یا غرب ناگهان تصمیم بگیرند از ارمنستان در برابر جمهوری آذربایجان حمایت کنند.

    ماروت می‌داند که این یک خیال است، اما در فراموش کردن خانه‌اش عجله‌ای ندارد و ترجیح می‌دهد در گوریس زندگی کند، تا به خانه‌اش هم نزدیک باشد.

    او به یاد می‌آورد که روزی سوار تاکسی شد.

    او می‌گوید: «راننده پرسید: کجا بریم؟ گفتم: استپاناکرت. شوخ‌طبع بود، بنابراین به‌سمت قره‌باغ حرکت کرد.»

    ماروت روایت می‌کند: «به‌زودی به سیم خاردار رسیدیم. سربازها آمدند جلو و گفتند: برگردید، این‌جا بسته است.»

    او در هفته‌های نخست پس از تبعید، هر شب خواب قره‌باغ را می‌دید و اکنون به تصاویر ویدیویی اینترنتی از استپاناکرت، یا خانکندی، آن طور که اکنون نامیده می‌شود، معتاد شده است.

    در اتاق خالی و کوچک هتل، تنها می‌نشیند و ویدیوهایی از زادگاهش را که توسط آذربایجانی‌ها در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، تماشا می‌کند. بسیاری از ارامنه این پست‌ها را تمسخر پیروزمندان نسبت به شکست‌خوردگان می‌دانند، اما ماروت می‌گوید از آنها سپاسگزار است چون حداقل می‌تواند بفهمد در شهرش چه می‌گذرد.

    اکنون همه دارایی‌اش در یک چمدان کوچک جا می‌گیرد، خانه چهارخوابه خانواده‌اش را پشت سر جا گذاشته است. کل محله‌‌های استپاناکرت نابود شده‌اند. جمهوری آذربایجان در حال بازسازی این شهر است.

    طبق آمار رسمی، بیش از ۲۰۰۰ دانشجو هم‌اکنون در دانشگاه تازه‌ساخت قره‌باغ تحصیل می‌کنند. ایستگاه‌های قطار و اتوبوس نیز در حال ساخت هستند.

    ماروت به یاد می‌آورد که پس از کوچ ارامنه از قره‌باغ، برنامه‌ای تلویزیونی را تماشا می‌کرد که در آن یک پناهجوی آذربایجانی از آغدام به زادگاهش بازگشت و ویرانه‌های خانه‌اش را از روی کاشی‌های حمام تشخیص داد.

    ماروت نمی‌داند چه بر سر آپارتمانش آمده است. تنها خیابان محل زندگی‌اش در ویدیو نشان داده شده، نه خود ساختمان.

  • رتبه‌بندی ارتش‌های جهان

    رتبه‌بندی ارتش‌های جهان

    بر اساس رتبه‌بندی سالانه‌ی Global Firepower Index 2024 ، در باره‌ی نیروهای مسلح کشورها آذربایجان در رده 60 (1.2531)، ارمنستان در رتبه 91 (2.0373)، ترکیه در رتبه‌ نهم (0.1902)، ایران در جایگاه شانزدهم (0.3048)، پاکستان در رتبه دوازدهم (0.2513) و اسرائیل در رتبه پانزدهم (0.2661) قرار دارند.


    همچنین هند در رتبه 4 (0.1184)، فرانسه در رتبه 7 (0.1785) و یونان در رتبه 30 (0.5337) در این رتبه‌بندی قرار دارند. در صدر فهرست قوی ترین ارتش های جهان، نیروهای مسلح آمریکا با شاخص 0.0744 قرار دارد. ارتش روسیه همچنان در جایگاه دوم قرار دارد (0.0788). نیروهای مسلح اوکراین که امروزه در درگیر تجاوز خونین روسیه است، با شاخص 0.3755 در رتبه بیستم قرار دارند. چین با وجود آنکه سومین ارتش قدرتمند را دارد، از نظر شاخص (0.0788) با روسیه برابر است.

    در فهرست رتبه‌‌بندی ارتش‌های جهان 145 کشور وجود دارد. این رتبه بندی سالانه با در نظر گرفتن بیش از 60 عامل از جمله شاخص های مالی و موقعیت جغرافیایی کشورها تدوین می شود. هر چه این شاخص کمتر باشد، قدرت نظامی بیشتر است.

  • ازبکستان قویترین ارتش آسیای میانه را دارد

    ازبکستان قویترین ارتش آسیای میانه را دارد

    وبسایت «رتبه جهانی قدرت آتش» (Global Firepower) در ۲۰۲۳، از ازبکستان به عنوان کشور دارای نیرومندترین ارتش در آسیای مرکزی نام برد. طبق گزارش این وبسایت، تاجیکستان در میان کشورهای آسیای مرکزی، ضعیف‌ترین ارتش را دارا می‌باشد.

    به گزارش از خبرگزاری آسیا پلاس، در میان کشورهای آسیای مرکزی، نیروهای مسلح تاجیکستان به عنوان ضعیف‌ترین نیروهای مسلح شناخته می‌شوند. ارتش ازبکستان نسبتاً قوی با رتبه ۶۲ و پس از آن ارتش قزاقستان ۶۳، ترکمنستان ۸۲ و قرقیزستان در ردیف ۱۰۷ رتبه‌بندی قوی‌ترین ارتش‌های جهان قرار دارند.

    فهرست قوی‌ترین ارتش‌های جهان بر اساس ۶۰ معیار مختلف – از جمله اندازه اعتبارات دفاعی و اندازه ارتش – تا موقعیت جغرافیایی و ذخایر منابع طبیعی (به استثنای سلاح‌های هسته‌ای) در نظر گرفته شده است.

    بر اساس این رتبه‌بندی هرچه شاخص قدرت (PwrIndx) کمتر باشد، کشور قوی‌تر است. تاکنون هیچ کس به حداکثر شاخص قدرت نظامی ۰.۰۰۰۰ نرسیده است.

    در مجموع، توانایی نظامی ۱۴۵ قدرت جهانی ارزیابی شد. جنگ در اوکراین بر توزیع کرسی‌ها تأثیر گذاشت، اما نه به اندازه‌ای که کارشناسان در ابتدا تصور می‌کردند.

    به ویژه، روسیه با وجود تمام ناکامی‌ها در «عملیات نظامی ویژه» جایگاه دوم را در فهرست قوی‌ترین ارتش‌های جهان حفظ کرده است. جمهوری اسلامی ایران در این رتبه‌بندی در ردیف ۱۷ قوی‌ترین ارتش‌های جهان قرار گرفته است.

    در مورد اوکراین، این کشور به طور قابل توجهی موقعیت خود را در رتبه‌بندی بهبود بخشیده است. این کشور سال گذشته در رتبه ۲۲ قرار داشت و اکنون به رتبه ۱۵ رسیده است.

    در وهله اول ارتش ایالات متحده و در رتبه سوم چین قرار دارد. آخرین مکان‌های این رده‌بندی متعلق به مولداوی، بنین و بوتان است.

    گردآورندگان رتبه‌بندی Global Firepower داده‌های دقیقی در مورد ارتش کشورهای موجود در فهرست نظیر تعداد تانک‌ها، هواپیماها، کشتی‌های جنگی ارائه می‌دهند.

    در ژانویه ۲۰۲۱، تاجیکستان در رتبه ۹۹ این رتبه‌بندی قرار گرفت، اما این فهرست شامل ۱۳۸ کشور جهان بود.

    آسیا پلاس نوشت: این رتبه‌بندی و سایر تخمین‌ها اینکه تا چه حد با برآوردهای واقعی مطابقت دارند، فقط بر اساس حدسیات است. بر اساس تحقیقات رسانه‌های خارجی، وبسایت رتبه‌بندی Global Firepower که توسط نویسنده وبلاگ آمریکایی دانیل پوکک ایجاد شده است، روش محاسبه را فاش نمی‌کند، توسط هیچ دانشمند یا نظامی در هیچ کشوری در جهان تأیید نشده است و وانمود نمی‌کند که آکادمیک است. با این حال، از سال ۲۰۱۳ به انتشار رتبه‌بندی ادامه داده است و در تحقیقات مورد توجه قرار گرفته است.

  • اوکراین چگونه در برابر روسیه ایستاده است

    اوکراین چگونه در برابر روسیه ایستاده است

    در امتداد جبهۀ دونتسک، ضدحملهٔ کوچک اوکراینیان کوشش می‌کند برداشت‌ها را در میان متحدان غربی کیف دگرگون سازد.

    نوشته: لوک هاردینگ (دروزژکیوکا)
    منبع: روزنامه گاردین
    شنبه، ۱۱ اکتبر ۲۰۲۵

    وقتی دونالد ترامپ در اواخر اوت آمادهٔ دیدار با ولادیمیر پوتین در آلاسکا می‌شد، روسیه در شرق اوکراین حمله‌ای را آغاز کرد. گروپ‌های کوچکِ پیاده در حوالی دوبروپیا پیش آمدند، با مقاومت اندک پانزده تا بیست کیلومتر پیشروی کردند و زنجیره‌ای از قریه‌ها را به چنگ آوردند.

    این یک تکهٔ خاکِ کوچک است، اما در ماه‌های اخیر تصویر بزرگتری از جنگ را شکل داده است. در زمان نشست آلاسکا، موفقیت‌های اولیهٔ روسیه به‌عنوان نشانی از «شتاب» آن کشور خوانده شد؛ و بازپس‌گیری‌های محدود اوکراین ـ هرچند در سایۀ پیش‌روی‌های روسیه در جبهات دیگر ـ ممکن است در شکل‌گیری قضاوت‌هایی چون توصیفِ نیروهای مسکو به‌عنوان «ببرِ کاغذی» از سوی برخی نقش داشته باشد.

    پس از آنکه روس‌ها در اوت رخنه کردند، یک واحد اوکراینی برای پس‌گیری قریه‌های هروزیکه و وسیله گسیل شد. این آبادی‌ها در رأسِ یک برآمدگی تازهٔ روسی قرار داشتند؛ برآمدگی‌ای که دو شاخه‌اش عمیقاً به خاک اوکراین فرو رفته بود و روی نقشه شبیه «دو گوشِ خرگوش» به‌نظر می‌رسید.

    عملیات از راهِ تکنولوژی آغاز شد: ربات‌های زمینی مجهز به تیربار جلو آمدند و به مواضعِ پنهانِ دشمن شلیک کردند، در حالی‌که بلندگوها از مخالفان می‌خواستند تسلیم شوند. سپس دو تانک اوکراینی وارد عرصه شدند و به سوی خانه‌ها و مدرسه‌ای که دیوارنگاره‌ای رنگین داشت، آتش گشودند. گلوله‌ها درختان را می‌لرزاند و تابلوِ ایستگاهِ اتوبوسِ «وِسِله» را به صدا درآورد. «بعد از آن وارد شدیم و محل را پاکسازی کردیم؛ هر خانه، هر بوته و هر زیرزمین.» این را فرماندهٔ واحد — با اسم رمزِ «تارانتینو» — گفت.

    بازپس‌گیری هروزیکه نسبتاً ساده‌تر انجام شد؛ در یکی از ساختمان‌ها چند نظامیِ روسِ گیج‌خورده با دستانِ بالا تسلیم شدند. اما تسخیرِ وسیله دشوارتر بود. پس از گذر از راه اصلی و کنار کلبه‌های شکسته و در آتش، گروهِ هشت‌نفری تارانتینو به دو خانهٔ آخر رسیدند. از زیرزمینی در یکی از آن خانه‌ها به سوی‌شان تیراندازی شد. «یک گلوله به کلاه‌خودم خورد؛ مثل مشت کوبیده بود،» او می‌گوید. «زنده ماندم، خدا را شکر. کلاه‌خودم جانم را نجات داد. غلتیدم کنار تا هم‌قطارانم آتش را پاسخ دهند.»

    پرتابی دیگر به کوله‌پشتی او اصابت کرد و یک پاوربانک را مشتعل ساخت؛ تارانتینو کوله را رها کرد و به نبرد ادامه داد. «پهپادهای ما آمدند و دشمن را از بین بردند. این نخستین مأموریتِ بزرگِ ما از این دست بود. البته هیجان بود، اما همه چیز را در تمرین آماده کرده بودیم.» او می‌گوید ده نظامی روس کشته شدند و در میان خود تلفات نداشتند.

    از چهارده آگست که وسیله بازپس گرفته شد، مسکو تقریباً نیمی از آن جیبِ تازه را از دست داده است. الکساندر سیراسکی، فرماندهٔ کل نیروهای اوکراین، گفت نیروهای او ۳۳۰ کیلومتر مربع (۱۲۷ مایل مربع) را آزاد کرده و بیش از ۱۷۰ کیلومتر مربع را به‌طور کامل از وجود دشمن پاکسازی نموده‌اند. به گفتۀ وی، روسیه ۳٬۵۲۰ تلفات داده است که از آن میان ۱٬۹۸۸ نفر کشته شده‌اند؛ او گزارش داد که شماری از نیروهای روس محاصره شده‌اند و عملیات علیه آن‌ها جریان دارد.

    اهمیت ضدحملۀ کوچک اوکراین فراتر از مرزِ محلی است: این عملیات بر برداشتِ بین‌المللی از جنگ اثر می‌گذارد. در دیدار جنجالیِ فوریه در کاخ سفید، ترامپ به زلنسکی گفته بود که پیروزیِ روسیه اجتناب‌ناپذیر است و «تو کارت نداری». اما پس از گفت‌وگوی سپتامبرِ آن‌ها در مجمع عمومی سازمان ملل، ترامپ گفت معتقد است اوکراین می‌تواند تمامِ سرزمین‌های از دست‌رفته‌اش از جمله کریمه را بازپس گیرد — و در همان سخن قوای کرملین را «ببرِ کاغذی» خواند.

    زلنسکی در کیف گفت گفت‌وگو با ترامپ باعث شد فهمِ او از «واقعیاتِ میدان نبرد» بهتر شود. او تأکید کرد که موفقیت‌های روسیه روی زمين غالباً گذراست و گروه‌های حملهٔ کوچک به‌سرعت منهدم می‌شوند. «این حضور موقتی است.» او بازپس‌گیریِ وسیله و هروزیکه را «نه پیروزی‌ای بزرگ، اما اثباتِ این که ما در حال باختن نیستیم» خواند و افزود: «این مهم است.»

    این پیروزی کوچک همزمان با گسترشِ عملیاتِ اوکراین برای تضعیفِ تولید نفتِ روسیه از طریق حملاتِ پهپادی است. با این همه، در بخش‌هایی از جبهه روسیه هنوز پیش می‌رود: در تابستان، نیروهایش به ولایت دنیپروتروفسک نفوذ کردند و شهرِ شمال‌شرقیِ کوپیانسک نیز در تیررس قرار گرفت.

    میجر یوگن لیه‌هرکو، افسرِ ارشدِ غند مستقلِ مکانیزهٔ ۹۳ «خولودنی یار»، می‌گوید کرملین قوای کافی برای کسبِ پیشرویِ چشمگیر را ندارد. «آن‌ها موفقیت‌های محلی دارند، اما تصویرِ کلی را زیاد تغییر نمی‌دهد،» او تأکید کرد. «روسی‌ها طرح و نقشهٔ روشنی ندارند؛ بیشتر از تندیِ حرکت و اینرسی پیش می‌آیند.»

    از تابستان تاکنون، روس‌ها تکتیک‌های‌شان را تغییر داده‌اند: به‌جای استفاده از وسایطِ زرهی که در مقابلِ پهپادها آسیب‌پذیرند، ده‌ها گروهِ کوچکِ پیادهٔ چهار تا شش نفری را به کار می‌گیرند تا خط‌های اوکراینی را نفوذ کنند، دوباره سازماندهی شوند و سپس جلوتر بروند. «تخریبِ آن‌ها آسان است اما یافتن‌شان دشوار،» لیه‌هرکو گفت. «در حملاتِ بزرگ واضح‌اند و در نتیجه کشتن‌شان سخت‌تر می‌شود.»

    در مقرِ غند، صفحه‌ای تصاویرِ زندهٔ میدانِ نبرد را که پهپادهای شناسایی می‌فرستادند نشان می‌داد. در قریۀ خاکستری‌منطقه‌ای یابلونیفکا دو سربازِ روس در لباسِ سبز از یک خانه فرار کردند و در لکه‌ای از جنگل پنهان شدند. «زوم کن!» یکی از افسران گفت. یک شلیکِ توپخانه‌ای دورتر نشست و ستون‌هایی از دودِ خاکستری را بر فراز کشتزارها و کلبه‌های بدون سقف پراکند؛ سرنوشتِ آن دو سرباز اما نامعلوم ماند.

    لیه‌هرکو می‌گوید وضعیتِ واقعیِ میدان با نقشه‌هایی که پیشرویِ پیوستهٔ روسیه را نشان می‌دهند، متفاوت است. او نموداری کشید که در آن چند لکهٔ کوچک نمادِ نیروهای دشمن بود. «شرایط پویاتر است؛ ما عملاً در مواضع‌مان ایستاده‌ایم و آن‌ها تلاش می‌کنند پیش بروند.»

    سرگی، قوماندان واحدِ تانکِ غند، وضعیت را «دشوار اما باثبات» توصیف کرد. افسر ارشدِ ۹۳، ویتالئی پیاسِتسکی، گفت نشانه‌هایی هست که ارتشِ روسیه در حال فشار افتادن است: حملاتِ اوکراین دسترسیِ آن‌ها به سوخت را کاهش داده و آن‌ها را وادار ساخته استفاده از وسایطِ زرهی و توپخانه را کم کنند. در سپتامبر، سرعتِ پیش‌روی‌های روسیه کاهش یافت و تنها ۲۵۹ کیلومتر مربع زمین تصرف شد — تقریباً نصفِ رقمِ آگست و کمترین میزان از ماه می تا کنون — و آن‌ها تلفاتِ سنگینی متحمل شدند.

    به گفتۀ پیاسِتسکی، روحیهٔ اوکراینی‌ها بالاست. «همه چیز بسته به فرمانده است.» او افزود که اسیرانِ سابقی که پس از امضا کردنِ قرارداد با نیروهای مسلح اوکراین از زندان آزاد شده‌اند (بر مبنای طرحی که در ۲۰۲۴ اجرا شد)، ثابت کرده‌اند جنگجویانی سرسخت و با تاب‌آوری‌اند: «آن‌ها از مکتبِ سختی آمده‌اند و بسیار مؤثرند.» دربارهٔ تارانتینو گفت: «شهامت هست و تارانتینو هست — او در سطحی دیگر می‌جنگد.»

    پایانِ این جنگ کی خواهد بود؟ پیاسِتسکی کوتاه پاسخ می‌دهد: «روسی‌ها خیلی عمیق در این جنگ فرو رفته‌اند. کارِ ما این است که بیشترین زیان را به آن‌ها وارد کنیم. من نمی‌خواهم به پایان فکر کنم؛ نمی‌خواهم ناامید شوم.»

  • آیا سازمان کشورهای تُرک با ابتکار “OTS+” وارد مرحله جدیدی می‌شود؟

    آیا سازمان کشورهای تُرک با ابتکار “OTS+” وارد مرحله جدیدی می‌شود؟

    نشست دوازدهم سازمان کشورهای تُرک (OTS) در تاریخ ۶ تا ۷ اکتبر در قبله‌ی آذربایجان تحت عنوان «صلح و امنیت منطقه‌ای» برگزار شد.

    نوشته‌ی: نجاتی دمیرجان

    منبع: Modern Diplomacy

    ۱۱ اکتبر ۲۰۲۵

    در این نشست سران سازمان کشورهای تُرک، مسائل صلح و امنیت منطقه‌ای از جمله غزه، صلح آذربایجان-ارمنستان، سوریه و افغانستان در کانون توجه قرار گرفت. همچنین این پرسش مطرح شد که آیا سازمان وارد مرحله جدیدی می‌شود. این به دلیل مطرح شدن موضوع «OTS پلاس (یا OTS+)» برای اولین بار در دستور کار سازمان بود. [منظور از OTS+ همکاری با سازمان‌های دیگری چون شانگهای و بریکس است که روسیه و چین از مهمترین اعضای آنها به شمار می‌روند.]

    رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه، پس از بازگشت از اجلاس آذربایجان، در پاسخ به پرسش‌های خبرنگاران، بر موضوع توسعه‌ی روابط جمهوری ترک قبرس شمالی با کشورهای عضو سازمان تأکید کرد. این تأکید به این دلیل بود که اعضای اصلی قزاقستان و ازبکستان، به همراه ترکمنستانِ عضو ناظر، در ماه آوریل سُفَرای خود را در دولت قبرس یونانی‌نشین منصوب کرده بودند؛ این اقدام موضع ترکیه مبنی بر راه‌حل دو دولتی در جزیره را تضعیف می‌کرد. در واقع، رهبران سازمان در ۲۱ مه ۲۰۲۵ برای یک نشست غیررسمی در بوداپست، مجارستان گردهم آمده بودند. یکی از موضوعات مهم این نشست، تأکید بر این بود که جمهوری ترک قبرس شمالی باید تحت چتر این سازمان، بخشی جدایی‌ناپذیر از جهان تُرک باشد. علاوه بر این، مسائل منطقه‌ای مانند سوریه، غزه و افغانستان نیز از موضوعات برجسته در نشست بوداپست بودند.

    از سوی دیگر، در ۱۸ سپتامبر، دولت باغچلی، رهبر حزب حرکت ملی (MHP) و از حامیان رئیس‌جمهور اردوغان، با اعلام ائتلاف ترکیه-چین-روسیه موجی از سردرگمی ایجاد کرد. باغچلی اظهارات خود را بسط داد و چشم‌انداز گسترده‌تری را ترسیم کرد. پس از اظهارات باغچلی، ابتکار OTS+ در نشست OTS، این احتمال را به وجود آورد که ترکیه قصد دارد از طریق OTS، ائتلافی بین سازمان همکاری شانگهای (SCO) و بریکس (BRICS) ایجاد کند.

    بدیهی است که چند نکته در بیانیه‌ی باغچلی نیاز به بررسی دارد. اولاً، باغچلی تأکید کرد که تحولاتی در منطقه رخ می‌دهد که تجاوزهای محور اسرائیل و ایالات متحده، کشورهای همسایه (فلسطین، لبنان، یمن، ایران، سوریه و قطر) را هدف قرار می‌دهد و ترکیه در خطر درگیری قرار دارد. باغچلی، افزایش شدید خطر رویارویی ترکیه با اسرائیل و ایالات متحده را اساس ائتلاف ترکیه-روسیه-چین می‌داند. ثانیاً، او بر اهمیت ژئوپلیتیک جغرافیای اوراسیا تأکید کرد. به عنوان مثال، باغچلی اظهار داشت: «ضروری است که سازمان کشورهای تُرک، با توسعه‌ی همکاری با روسیه و چین، سه قدرت جغرافیای اوراسیا را بر اساس برابری گرد هم آورد. SCO و OTS می‌توانند با درک مبتنی بر احترام به قوانین و موجودیت یکدیگر و اصول برابری حاکمیتی و حاکمیت قانون، نظم را به جهان بازگردانند.» باغچلی همچنین تأکید کرد که روابط ترکیه با روسیه و چین باید یک مشارکت چندلایه باشد که فراتر از بُعد نظامی، مسائل دیگری چون انرژی، تجارت، حمل و نقل و امور مالی را نیز شامل شود.

    بر اساس پیام باغچلی، می‌توان پیش‌بینی‌هایی برای OTS+ داشت. به عنوان مثال، او تأکید کرد که همکاری ترکیه با روسیه و چین، مانند OTS، چندلایه و شامل جنبه‌های اقتصادی و مالی خواهد بود، نه نظامی. با این حال، اگر ترکیه با خطر بالای درگیری با ایالات متحده و اسرائیل مواجه باشد، آیا نباید همکاری نظامی خود را نیز با روسیه و چین توسعه دهد؟ به نظر من، این می‌تواند یک پرسش مهم برای بحث باشد.

    در نهایت، اشاره به یک تحول مهم در تاریخ تُرک‌ها ضروری است. تاریخ مشترک و ریشه‌های زبانی و فرهنگی، OTS را مانند یک خانواده متحد می‌کند. در سپتامبر ۲۰۲۴، کمیسیون الفبای مشترک جهان تُرک که در باکو تشکیل جلسه داد، الفبای مشترک تُرکی شامل ۳۴ حرف مبتنی بر لاتین را اعلام کرد. اولین گام به سوی یک الفبای مشترک در نشست قَبَله برداشته شد. در این نشست، اولین کتاب چاپ شده با الفبای مشترک تُرکی، که اثری درباره چنگیز آیتماتوف بود، به رهبران اهدا شد. این تحول از نظر تلاش تُرک‌ها برای ایجاد یک زبان مشترک بسیار حائز اهمیت است.


    نتیجه‌گیری

    از زمان تغییر نام سازمان به «سازمان کشورهای تُرک (OTS)» در نشست استانبول در سال ۲۰۲۱، اهمیت آن به طور پیوسته در حال افزایش بوده است. ابتکار OTS+ که برای اولین بار در نشست قَبَله مطرح شد، از نظر تکامل سازمان به مرحله‌ای جدید بسیار مهم است. از سوی دیگر، پیش‌بینی دقیق چگونگی توسعه OTS+ دشوار است. با این حال، این موضوع که سازمان نتوانسته است موضع کاملاً قاطعی در خصوص جمهوری ترک قبرس شمالی اتخاذ کند، واقعی بودن آن را در مورد موضوعی مانند OTS+ زیر سؤال می‌برد. با این حال، باغچلی، متحد اردوغان، پیش از اجلاس سازمان، سیگنال‌های اولیه‌ای در مورد چگونگی ساختاردهی OTS+ ارائه داد. این نشان می‌دهد که برخلاف ادعاهایی که OTS را علیه روسیه و چین تأسیس شده می‌دانند، این سازمان از طریق SCO و BRICS با روسیه و چین همکاری خواهد کرد. در نهایت، تحول سازمان به OTS+ نه تنها نفوذ آن را افزایش می‌دهد، بلکه با توسعه در کنار SCO و BRICS که از جهان چندقطبی حمایت می‌کنند، یک تحول بسیار مهم در جهت تبدیل شدن اوراسیا به یک واحد یکپارچه خواهد بود.

    * نظرات مندرج در این مقاله صرفاً متعلق به نویسنده است و دیدگاه‌های آنلام.کام را منعکس نمی‌کند.

  • شهروندی و اشتغال به کار آسانتر در ترکیه برای تمامی ترک‌تباران

    شهروندی و اشتغال به کار آسانتر در ترکیه برای تمامی ترک‌تباران

    اتباع خارجی تُرک‌تبار می‌توانند راحت‌تر از دیگر دیگر اتباع خارجی شهروندی ترکیه را أخذ کنند و در مؤسسات خصوصی و دولتی ترکیه آسانتر از دیگران مشغول کار شوند.قانون مربوط به تسهیل اشتغال اتباع خارجی تُرک‌تبار در موسسات خصوصی و دولتی ترکیه.

    به موجب دستورالعمل جدید که با امضای رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری کشور، در روزنامه رسمی منتشر شده و در چارچوب ماده هشتم قانون شماره 2527، آیین‌نامه مربوط به اجرای قانون «اشتغال آزاد اتباع خارجی تُرک‌تبار در ترکیه و امکان اشتغال آنها در نهادها و مؤسسات دولتی یا خصوصی» به اجرا درآمده است.

    اهمیت این دستورالعمل در چیست؟

    مقررات استخدام افراد خارجی در موسسات دولتی ترکیه عموماً بسیار سخت‌گیرانه است و برای اغلب مشاغل دولتی، داشتن تابعیت ترکیه شرط اصلی و اساسی است. با این حال، وضعیت افراد ترک‌تبار خارجی (Türksoylu) دارای تفاوت‌ها و امتیازات ویژه‌ای نسبت به سایر اتباع خارجی است که باید مورد توجه قرار گیرد:

    ۱. مشاغل ممنوعه برای اتباع خارجی

    به‌طور کلی، قانون ترکیه اشتغال در برخی مشاغل را به دلیل حساسیت و اهمیت بالا برای اتباع خارجی ممنوع کرده است. این مشاغل شامل قضاوت، وکالت، دادستانی، دفتر اسناد رسمی، کارگزاری، مشاور گمرک، رانندگی، نگهبانی در موسسات دولتی یا خصوصی، و غیره…

    اما در قانون جدید افراد دارای اصالت ترک اغلب از بسیاری از محدودیت‌های شغلی که برای سایر اتباع خارجی وجود دارد، مستثنی هستند.

    مزیت دریافت مجوز کار: اگرچه برای کار در ترکیه به مجوز نیاز دارند، اما روند اخذ این مجوز برای آن‌ها ساده‌تر است و می‌توانند به‌راحتی در مشاغلی استخدام شوند که در حالت عادی ممنوع است.

    مسیر شهروندی: مسیر اصلی برای اشتغال کامل در مشاغل دولتی، اخذ تابعیت ترکیه است. یکی از مسیرهایی که افراد ترک‌تبار می‌توانند از آن برای کسب امتیاز بیشتر جهت اقامت و در نهایت شهروندی اقدام کنند، دریافت گواهی اصالت ترک (Türksoylu Belgesi) است. این گواهی توسط دولت ترکیه به افرادی اعطا می‌شود که اصالت ترکی دارند اما شهروند ترکیه نیستند. این گواهی مزایای زیادی به همراه دارد، از جمله:

    • تأیید اصالت ترک و اعطای حقوق و امتیازات ویژه.
    • دسترسی آسان‌تر به اقامت و مجوز کار قانونی در ترکیه.
    • استفاده از مسیرهای ویژه مهاجرت و اخذ شهروندی که برای سایر خارجی‌ها در دسترس نیست.
داغ